رونق تولید ملی | چهارشنبه، ۱ خرداد ۱۳۹۸

آفات و تهديدات انقلاب اسلامي - نمایش محتوای دهه فجر

 

 

آفات و تهديدات انقلاب اسلامي

در تاريخ بسياري از انقلاب ها ديده مي شود كه انقلابيون در گام هاي اوليه با موفقيت موانع را از سر راه بر مي دارند. ولي در تحقق اهداف انقلاب و ايجاد جامعه مطلوب ناكام مي مانند. اين ناكامي محصول عواملي است كه باعث كندي انقلاب شده و تحقق اهداف آن را به تأخير مي اندازد. اين عوامل را ما «آفات» مي ناميم. 
مقام معظم رهبري در ارتباط با ضرورت و اهميت شناخت آفات انقلاب مي فرمايند: 
ميكروب رجعت يا ارتجاع، دشمن بزرگ هر انقلاب است كه به درون جوامع انقلابي نفوذ كرده و در آن رشد مي يابد. نفوذ فساد و ايجاد ترديد در اذهان جوانان نسبت به آرمان ها، دنياطلبي، اشتغال به زينت هاي دنيوي و زندگي راحت در جامعه و بروز علايم زندگي تجملاتي در ميان عناصر انقلابي نشانه هايي از تأثير ميكروب ارتجاع و عقب گرد است. پرداختن به مال و مال اندوزي، دچار شدن به فسادهاي اخلاقي ـ مالي و فساد اداري، درگير شدن در اختلافات داخلي كه خود يك فساد بسيار خطرناك است، و نيز جاه طلبي هاي غلط و نامشروع، كاخ آرماني انقلاب اسلامي و هر حقيقت ديگري را ويران مي كند. 
به طور كلي آفات تهديد كننده انقلاب اسلامي را مي توان به چند دسته زير تقسيم كرد:
1 ـ آفات فرهنگي
11 ـ كاهش ارزش دين در جامعه: 
12 ـ تهاجم فرهنگي: 
13 ـ جدايي دين از سياست 
14 ـ جدايي حوزه و دانشگاه 
15 ـ ايجاد بدبيني و القاي روحيه يأس نسبت به انقلاب 
16 ـ ترك امر به معروف و نهي از منكر 
17 ـ ضعف روحانيت 
18 ـ بوروكراسي و فساد اداري 
11 ـ كاهش ارزش دين در جامعه:
از آن جايي كه دشمن مي داند دين نيروي محرك انقلاب در همه زمينه هاست، از هر سو براي تضعيف و نابودي آن اقدام مي كند. دشمن در اين زمينه مي كوشد ارزش دين و معارف ديني را كه از سرچشمه وحي جريان مي يابد، از ريشه و اساس در نظر مردم زير سؤال ببرد و تا آن جا كه ممكن است از ارج و منزلت آن بكاهد. 
اين گونه برخورد با دين از سوي دشمنان سابقه تاريخي ديرينه دارد. در زمان نزول وحي نيز مي گفتند سحر است يا مي گفتند پيامبر مجنون شده است. 
بعد از پيروزي انقلاب اسلامي نيز عده اي با كوشش در جهت بشري كردن معارف ديني و زير سؤال بردن عصمت پيامبران و ائمه(ع) و... خواه ناخواه از ارزش و منزلت دين و تأثير آن مي كاهند كه عملاً كمكي خواهد بود به همان خط سير جهاني دشمن. امروزه طرفداران اين انديشه همه گزاره هاي ديني را مورد ترديد قرار داده و نسبت به انجام فرايض و تكاليف ديني سهل انگاري مي كنند و بي بند و باري و بي مسؤوليتي را شيوه زندگي خود قرار داده اند.
12 ـ تهاجم فرهنگي:
تهاجم فرهنگي يعني تلاش سازماندهي شده و خزنده دشمن است براي نابودي عقبه فرهنگي و اعتقادي انقلاب و دوركردن جامعه به ويژه نسل جوان از تعصبات اصولي، ديني و انقلابي.
13 ـ جدايي دين از سياست
از جمله آفاتي كه براي انقلاب اسلامي وجود دارد، القاي تفكر جدايي دين از سياست است. چون پايه و اساس انقلاب اسلامي، مكتب اسلام است دشمنان نيز اين شبهه را القاء مي كنند كه دين از سياست جداست و هر يك زمينه فعاليت خاص خود را دارد. طرفداران نظريه جدايي، دليل خود را اين گونه بيان مي كنند كه: 
شكي نيست كه بشر به دين احتياج دارد، اما اين نيازمندي در چه حد و اندازه اي است؟ دو فرض براي اين سؤال متصوّر است. فرض اول اين است كه بگوييم انسان در همه چيز و در همه امور زندگي چه دنيوي و اخروي به دين احتياج دارد. فرض دوم بگوييم دين تنها در قلمرو و محدودي دخالت مي كند و آن مربوط به آخرت و رابطه انسان با خداست اما در مورد مسائل دنيوي مانند حكومت و طريقه زندگي كردن و اقتصاد و... دين ادعايي ندارد. 
بعد از ملاحظه متون ديني مي بينيم كه فرض دوم صحيح است؛ زيرا دين تمام احتياجات آدمي را در زندگي بيان نكرده است. بنابراين بايد گفت دين فقط در اموري كه راجع به آخرت هست دخالت مي كند و در واقع انتظار ما از دين بايد حداقلي باشد نه حداكثري. 
در جواب اين عده بايد گفت كه جواب پرسش فوق (نيازمندي به دين تا چه اندازه اي است؟) دو گزينه ندارد، بلكه گزينه سومي نيز دارد و آن اين كه ما از دين انتظار نداريم كه همه چيز را بيان كند. بسياري از مسائل را بايد حوزه علوم غيرديني پاسخ بگويد، اما در عين حال همه آن مسائل به نوعي در قلمرو ديني نيز قرار مي گيرند و آن هنگامي است كه رنگ ارزشي به خود گيرند. وقتي ما زندگي دنيا را با زندگي آخرت پيوسته ديديم و معتقد شديم كه مجموعه رفتارها و اعمال انسان در تكامل و يا انحطاط او نقش دارند، آنگاه اين رفتارها رنگ ارزشي به خود مي گيرند. به بيان ديگر، دين حلال و حرام افعال را بيان مي كنند نه كيفيت انجام آن ها را. پس با توجه به اين كه اداره شؤون جامعه، ارتباط تنگاتنگي با سعادت يا شقاوت انسان ها دارد، بنابراين اسلام نمي تواند در اين مورد دستورات و صبغه ارزشي براي آن ها نداشته باشد. 
امام راحل رحمه الله در باب شعار استعماري جدايي دين از سياست مي فرمايد: 
شعار سياست از دين جداست از تبليغات استعماري است كه مي خواهند ملت هاي مسلمان را از دخالت در سرنوشت خويش باز دارند. در احكام مقدس اسلام، بيش از امور عبادي در امور سياسي و اجتماعي بحث شده است. روش پيامبر اسلام نسبت به امور داخلي مسلمين و امور خارجي آن ها نشان مي دهد كه يكي از مسؤوليت هاي بزرگ شخص رسول اكرم صلی الله علیه و آله مبارزات سياسي ان حضرت است.
14 ـ جدايي حوزه و دانشگاه
وحدت حوزه و دانشگاه از اولين مسايلي بود كه پس از پيروزي انقلاب اسلامي كانون توجه نظام قرار گرفت، و حوزه و دانشگاه به عنوان پايگاه اصلي انقلاب فرهنگي مد نظر قرار گرفتند. بقاي انقلاب اسلامي و تحقق اهداف بلند آن به اين وحدت وابسته است. 
جدايي حوزه و دانشگاه از اموري بوده است كه در قبل از انقلاب اسلامي تبليغات فراواني از ناحيه رژيم طاغوت براي آن مي شد و تا اندازه اي هم در آن موفق بودند. در اوائل انقلاب اين دو مركز مهم تصميم به وحدت گرفتند و ديديم كه در به ثمر رسيدن انقلاب اسلامي نقش به سزايي داشتند. البته اين وحدت در استمرار انقلاب نيز نقش مهمي ايفا مي كند؛ زيرا دانشگاه، مهد علم و تمدن جديد است و حوزه؛ محل معنويت و اخلاق و خداشناسي است و هيچ يك به تنهايي قادر به تعالي بخشيدن انسان نيستند. تخصص بدون ديانت همان قدر زيان آور است كه ديانت بدون تخصص. 
امروز نيز دست و قلم هايي سعي دارند تا وحدت اين دو مركز را مخدوش كنند. براي حاكم شدن روح وحدت در حوزه و دانشگاه، علاوه بر تغييراتي كه در فضاي فيزيكي و اسلوب آموزشي اين دو نهاد صورت مي گيرد، بايد به فكر اصلاح، پالايش و بازنويسي علوم و متون آموزشي اين دو نهاد به ويژه علوم انساني دانشگاه ها بود؛ زيرا تا زماني كه منطق تجربي و گرايش هاي مادي گرايانه بر فضاي علمي دانشگاه ها حاكم است و تا هنگامي كه نظريات اومانيستي ـ كه انسان را موجودي تك بعدي معرفي مي كند ـ بر تحليل ها و آزمايشات حاكم و از اصول وحياني و ارزش هاي اسلامي خبري نباشد و تا زماني كه حوزه از دنياي امروز و پيشرفت هاي علمي به دور است، و عنصر زمان و مكان را در برداشت هاي خود به كار نمي گيرند، حوزه و دانشگاه در اوج جدايي و افتراق خواهند بود اگرچه به ظاهر وحدت داشته باشند و شعارهاي زيبا و پرزرق و برق بدهند.
15 ـ ايجاد بدبيني و القاي روحيه يأس نسبت به انقلاب
ركن اساسي انقلاب مردم اند، از آفات انقلاب ايجاد بدبيني و يأس در مردم است؛ زيرا كسي كه به چيزي اميد نداشته باشد، حاضر به فداكاري و ايثار در راه آن نخواهد بود. دشمن با بزرگ نمايي مشكلات اقتصادي مي خواهد دست آوردهاي اقتصادي انقلاب را زير سؤال ببرد، و در اين حال نيروهاي داخلي نيز آگاهانه يا ناآگاهانه با ا حتكار، گرانفروشي، شايعه پراكني، اسراف و... به اين خواست دشمن كمك مي كنند. 
بدخواهان انقلاب با تشكيك و ايجاد شبهه درباره ادامه جنگ تحميلي عراق عليه ايران، مي خواهند نسل جوان را به نيروهاي انقلاب بدبين كنند. آنان مي گويند اصل جنگ اگرچه مشروع و جايز بود، اما استمرار آن به نفع مردم و كشور نبوده است. در بعد سياسي نيز حمايت ايران اسلامي را از مردم فلسطين عامل مشكلات اقتصادي و عدم توسعه كشور معرفي مي كنند و آن را به ضرر ملت ايران مي دانند. شايسته است رسانه هاي جمعي در برابر اين تبليغات كه توسط راديوهاي خارجي و نوشته هاي مسموم نويسندگان داخلي صورت مي گيرد، به نحو مناسب دستاوردهاي انقلاب را بازگو نمايند.
16 ـ ترك امر به معروف و نهي از منكر
دو اصل امر به معروف و نهي از منكر از اصول عملي و فروع دين هستند كه در قرآن و سنت مورد تأكيد واقع شده اند. در قرآن كريم آمده است: 
بايد از ميان شما، جمعي دعوت به نيكي و امر به معروف و نهي از منكر كنند و آنان همان رستگارانند. 
حضرت اميرمؤمنان(ع) نيز در اين باره مي فرمايد: 
قوام و پايداري شريعت به امر به معروف و نهي از منكر و برپا داشتن حدود الهي است. 
انقلاب اسلامي ايران نيز بر اين دو اصل مبتني است. بنابراين سستي در اين وظيفه همگاني نتيجه اي جز شكست انقلاب در بر نخواهد داشت. 
متأسفانه در سال هاي اخير با ترويج تساهل و تسامح و كم اهميت جلوه دادن اين اصل اساسي در بين مردم، آنان را نسبت به مبارزه با مظاهر فساد و فحشا بي تفاوت ساخته اند. البته به يقين ميان امر به معروف و نهي از منكر از يك سو و نرمي و تسامح از سوي ديگر منافاتي وجود ندارد، و هردو از اصول اسلام است اما دوستان ناآگاه و دشمنان آگاه به بهره برداري ناصواب از آن دست يازيده اند.
17 ـ ضعف روحانيت
از ويژگي هاي انقلاب اسلامي حضور روحانيت در هدايت آن است كه در كمتر انقلابي به چشم مي خورد. روحانيت با استفاده از فرهنگ انقلابي شيعه، با شناساندن مفاسد و مظالم رژيم شاهنشاهي به مردم، راه رسيدن به زندگي حقيقي و ايده آل را در پرتو حكومت اسلامي معرفي كرد. صداقت، مردم داري، ساده زيستي، افكار توحيدي و اطلاع از زمان و شرايط حاكم بر آن سبب اعتماد مردم به اين قشر بود. 
وجود روحانيت در صحنه هاي انقلاب نشان اسلامي بودن حركت است. انقلاب بدون روحانيت به معناي فروريختن ستون مهمي از خيمه انقلاب و در نتيجه سقوط انقلاب است. همچنانكه اين حادثه در انقلاب مشروطه اتفاق افتاد. در آن زمان حركتي كه به پرچمداري روحانيت آغاز شده بود، در ادامه به دست روشنفكران غرب گرا افتاد كه سرانجامي جز كودتاي رضاخاني و استبداد پنجاه ساله در بر نداشت. 
از اين رو ضعف يا جدايي اين قشر از انقلاب از آفت هاي اصلي انقلاب اسلامي به شمار مي رود. به طور خلاصه مي تواند عوامل اين ضعف را در چند مورد برشمرد:
171 ـ ضعف در تجهيز به علوم و فنون روز
يكي از كارهاي اصلي روحانيت تبليغات است يعني عرضه دين الهي در قالبي جذّاب و بديع. گذشت زمان و تغيير اوضاع و احوال جامعه، ابزارهاي جديدي را براي امر تبليغات مي طلبد. شرايط مانند گذشته نيست كه تنها با سخنراني و منبر بتوان مردم را به دين و ايمان الهي ترغيب كرد. اين مطلب ثابت شده است كه اثرگذاري پيام هاي مستقيم كمتر از پيام هاي غيرمستقيم است. از اين رو روحانيت بايد خود را به علوم و فنون روز و شيوه هاي تبليغي نوين مسلح كند. در جهان امروز، با سرمايه گذاري كلان در امر تبليغات نتايج درخشاني به دست مي آورند كه بيشتر محتواي تبليغات آن ها نيز امور باطل و گمراه كننده است. به يقين روحانيت با استفاده از ابزارهاي جديد مانند كامپيوتر، اينترنت، راديو و تلويزيون، فيلم و مطبوعات خواهد توانست در رساندن پيام اسلام و انقلاب به مردم كشور و جهان نقش مؤثري ايفا كند.
172 ـ ضعف در پاسخ گويي به شبهات
شك و شبهه موجب حركت و زمينه ساز حصول يقين و ايمان واقعي مي شود، اما اگر از بين نرود و ماندگار باشد مانند سلول سرطاني، ايمان را مي خورد و انسان را به گرداب تباهي و تاريكي مي افكند. 
رواج مكتب هاي حس گرا و مادي در مغرب زمين، هر روز شبهاتي را در زمينه مسائل معنوي و الهي مطرح مي سازد. اين شبهات اگرچه برخي تازه و جديد نيستند، اما شكل و رنگ و لعاب بديع و نو دارند كه مي تواند دل هاي ضعيف و جوان را به خود جلب كند. مسلما پاسخ گويي به اين مسائل احتياج به اطلاعات وسيعي در زمينه فلسفه، تاريخ، روان شناسي و جامعه شناسي و سياست و از همه مهمتر معارف اسلامي دارد. كوتاهي در اين امر ناتواني در مقابله با آن شبهات را در پي خواهد داشت. 
دنياي حاضر به گونه اي است كه اگر موجي در يك گوشه از آن ايجاد شود حركت آن تمام جهان را فرا خواهد گرفت. ديگر نمي شود فكر و انديشه را در چارچوبي يا كتابي محصور كرد. سرعت انتقال اطلاعات آن قدر بالاست كه دنيا را به دهكده كوچكي تبديل كرده است. 
با اين اوصاف رسالت روحانيت دوچندان شده است و آنان بايد با آمادگي كامل از موضع انفعالي درآيند و هميشه در پاسخ گويي به مشكلات پيش گام باشند. امام رحمه الله در اهميت اين امر مي فرمايند: 
آشنايي به روش برخورد با حيله ها و تزويرهاي فرهنگ حاكم بر جهان، داشتن بصيرت و ديد اقتصادي، اطلاع از كيفيت برخورد با اقتصاد حاكم بر جهان، شناخت سياست ها و حتي سياسيون و فرمول هاي ديكته شده آنان و درك موقعيت و نقاط قوت و ضعف دو قطب سرمايه داري و كمونيزم كه در حقيقت استراتژي حكومت بر جهان را ترسيم مي كنند، از ويژگي هاي يك مجتهد جامع است. 
173 ـ جدايي از مردم و جوانان
در تاريخ هزار ساله روحانيت، همراهي با مردم و ساده زيستي از ويژگي هاي بارز اين قشر محسوب مي شود. اعتماد مردم و حرف شنوي آنان از روحانيت را نيز بايد در همين عامل جستجو كرد. پايگاه روحاني هميشه مساجد و معابر عمومي و مناطق مستضعف نشين بوده است. 
پديده انقلاب اسلامي و حضور روحانيت در رأس برخي امور و مشكلات امنيتي به دليل ترورهاي كور منافقان، سبب شد تا چهره هاي سرشناس روحانيت بر گرد خود حصاري بكشند و تا اندازه اي از مردم جدا شوند. از سوي ديگر مشاغل سياسي و مملكتي نيز سبب شد كه مسائل فرهنگي در درجه دوم از اهميت قرار بگيرد و ديگر جايي براي فكر كردن به آنها باقي نماند. اين امور اگرچه ناخواسته و جبري بود، اما حاصل آن فاصله گرفتن و عدم ارتباط منطقي ميان مردم با روحانيون است. بي شك هر قدر مردم از روحانيت فاصله بگيرند، به ديگران و دگرانديشان نزديك تر مي شوند. 
حضرت امام رحمه الله درباره ساده زيستي مي فرمايند: 
... اي اهل علم خودتان را حفظ كنيد. درست مانند علماي گذشته ساده زندگي كنيد. در گذشته چه طلبه و چه عالم بزرگ شهر زندگي شان از سطح معمولي مردم پايين تر بود و يا مثل آن ها بود. امروز سعي كنيد زندگي تان از زيّ آخوند تغيير نكند. اگر روزي از نظر زندگي از مردم عادي بالاتر رفتيد، بدانيد كه دير يا زود مطرود مي شويد. براي اين كه مردم مي گويند ببينيد آن وقت نداشتند كه مثل مردم زندگي مي كردند. امروز كه دارند و دست شان مي رسد از مردم فاصله گرفتند. بايد وضع مثل سابق باشد بايد طوري زندگي كنيم كه نگويند طاغوتي هستيم.
18 ـ بوروكراسي و فساد اداري
از جمله آفت هاي انقلاب، مشكلات و فساد دستگاه اداري است كه سبب نارضايتي و يأس از رسيدن به اهداف انقلاب مي شود، اين آفت به شكل هاي گوناگون ظاهر مي شود، مانند:
181 ـ كم كاري و فقدان مسؤوليت
از مهم ترين عنصر توليد است، رشد اقتصادي نيز حاصل كار و تلاش مردم است. يكي از ويژگي هاي جهان سوم، بي علاقگي به كار و ارج ننهادن به تلاش و سازندگي است. در ايران نيز در بين بعضي از كارمندان، روحيه كار، نظم پذيري و احساس مسؤوليت كم است. بيشتر آنان به اهميّت وظيفه اي كه دارند واقف نيستند. بنا بر آمار منتشره توسط سازمان امور اداري و استخدامي كشور، ساعات كار مفيد در ادارات دولتي به جاي 40 ساعت در هفته كمتر از 6 ساعت مي باشد.
182 ـ تعدد تشكيلات و تداخل مسؤوليت ها
معمولاً در هر بخش از فعاليت ها، چند اداره يا نهاد شركت دارند كه نتيجه آن اسراف، استفاده نادرست از متخصصان موجود و دوباره كاري مي باشد. اين مشكل بعد از انقلاب به صورت حادتري ظاهر شده است.
183 ـ سوء استفاده از قدرت و رشوه
سوء استفاده از قدرت و همچنين رشوه از اموري است كه موجب فساد فراوان مي شود و عدالت اجتماعي را كه از اهداف اصلي انقلاب اسلامي است، مخدوش مي سازد. با پرداخت رشوه، كارها از غير مجاري قانوني خود انجام مي شود و هميشه آنان كه از امكانات مالي برخوردار هستند، از فرصت هاي موجود بيشترين استفاده را مي برند. البته اين دو آفت در ممالك در حال توسعه با توجه به گستردگي دامنه فعاليت هاي دولتي و ضعف دستگاه قضايي و نظارتي، بيشتر به چشم مي خورد. اين معضل اگرچه به طول كامل از بين نمي رود ولي با وضع قوانين جديد و ايجاد محدوديت و اعمال تنبيه مي توان آن را كاهش داد.
2 ـ آفات سياسي
21 ـ تضعيف رهبري 
22 ـ نفوذ فرصت طلبان 
23 ـ دنياطلبي مسؤولان 
24 ـ تفرقه بين نيروهاي انقلابي 
21 ـ تضعيف رهبري
تضعيف رهبري نظام اسلامي از جمله اهدافي است كه دشمنان انقلاب آن را دنبال مي كنند. اين تضعيف گاهي در مورد اصل ولايت فقيه است؛ زيرا استحكام اين نظام انقلابي همان گونه كه در قانون اساسي ملحوظ شده به اين اصل وابسته است. از اين رو دشمنان انقلاب تشكيك در آن را مورد توجه قرار داده اند. 
آنان با به كارگيري برخي عناصر حوزوي و غير حوزوي اين گونه وانمود مي كنند كه ولايت فقيه، ريشه محكم فقهي و تاريخي ندارد و اگر هم ريشه دارد، كاربرد سياسي براي آن متصور نيست. البته با هوشياري رهبري و مردم، همه اين توطئه ها خنثي شده است. 
گاهي نيز تضعيف در مورد شخص رهبر صورت مي گيرد. از سال 1342 به بعد به ويژه پس از پيروزي انقلاب اسلامي حركت هاي مختلفي بر ضد حضرت امام رحمه الله آغاز شد. برخي مرجعيت او را زير سؤال مي برند و برخي اعلميت او را. در زمان رهبري مقام معظم انقلاب نيز اين فتنه ها جريان داشت، اما گذشت زمان و تدابير ايشان در صحنه هاي مختلف انقلاب صحت اين جانشيني را به اثبات رسانيد.
22 ـ نفوذ فرصت طلبان
در هر انقلابي گروهي هستند كه به انقلاب ايمان و اعتقاد ندارند ولي دستيابي به منافع شخصي يا گروهي آنان را وامي دارد تا در تاروپود انقلاب رخنه كنند. بديهي است كه پس از رسيدن به قدرت در فرصت هاي مناسب لطمات و ضربات كوبنده خود را بر پيكر انقلاب، نظام و رهبري وارد خواهند كرد. 
اين افراد حتي ممكن است داراي سابقه انقلابي و اسلامي درخشاني نيز باشند، اما از آن جا كه آرمان هاي انقلاب در جان و روحشان ريشه ندوانيده است، با فراهم شدن زمينه ها، سعي در انحراف انقلاب از مسير واقعي خود مي كنند. پيامبر گرامي صلی الله علیه و آله در اين باره مي فرمايند: 
بر امت خويش از آشوبي كه آنان را به خون كشد و يا از دشمني كه بر ميهن شان بتازد، نگران نيستم، بلكه بر ملت خويش از پيشوايان گمراهي بيمناكم كه اگر آنان را فرمان برند، ايشان را به كفر مي كشانند و اگر از فرمان آنان سرپيچي نمايند، آنان را مي كشند. 
شهيد مطهري درباره مبارزه با نفوذ فرصت طلبان مي گويد: 
مبارزه با رخنه و نفوذ فرصت طلبان علي رغم تظاهرات فريبنده شان يكي از شرايط اصلي ادامه يك نهضت در مسير اصلي است. 
شايد تا به حال هيچ يك از آفات، به اندازه اين آفت ضربات مُهلك بر پيكره انقلاب اسلامي ايران وارد نكرده باشد. از بدو پيروزي تا به امروز، هر از چندگاهي شاهد اقدامات اين عناصر هستيم كه موجبات كُندي حركت انقلاب مي شوند. اين عناصر گاه در لباس روحانيت، و گاه در لباس كارگزاران نظام و زماني به شكل صاحبان انديشه و قلم ابراز وجود مي كنند. بنابراين مسؤولان نظام بايد در به كارگيري و گزينش افراد دقت كافي را مبذول دارند.
________________________________________
23 ـ دنياطلبي مسؤولان
گرايش به زندگي تجملي و روحيه تكاثرطلبي به ويژه در ميان عناصر انقلابي و مسؤولان نظام، انگيزه دفاع از انقلاب و ارزش ها را تضعيف مي كند و افراد را به زندگي شخصي و برآوردن نيازهاي تجملي مشغول مي سازد. 
تجمل گرايي مسؤولان از زواياي مختلف انقلاب را تهديد مي كند، اولاً محرومان را در فشار روحي قرار مي دهد و مسئولين را از مردم جدا مي كند، ثانيا سبب افزايش هزينه ها و اصراف مي شود. 
حضرت علي(ع) مي فرمايد: 
خداي متعال به پيشوايان حق واجب گردانيده كه خود را با مردمان تنگدست برابر كنند تا اين كه فقر و تنگدستي بر آنان فشار نياورد. 
چگونه مي توانيم از مردم انتظار ايثار و فداكاري داشته باشيم در حالي كه مسؤولان حكومت در آرامش و رفاه كامل به سر مي برند. اگر اعتماد و اطمينان مردم نسبت به رهبران، سلب شد، قابل جبران نخواهد بود. 
حضرت امام رحمه الله درباره اخلاق و روش زندگي كارگزاران حكومت اسلامي مي فرمايد: 
...آن روزي كه دولت، توجه به كاخ پيدا كرد، آن روز است كه بايد ما فاتحه دولت و ملت را بخوانيم. آن روزي كه رييس جمهور ما خداي نخواسته از آن خوي كوخ نشيني بيرون برود و به كاخ نشيني توجه بكند، آن روز است كه انحطاط براي خود و براي كساني كه با او تماس دارند پيدا مي شود... 
________________________________________
24 ـ تفرقه بين نيروهاي انقلابي
در جهان اسلام هيچ حربه اي براي اسلام و مسلمانان خطرناك تر از اختلاف و تفرقه نبوده است. در صورتي كه اسلام داراي قوانين و موازيني است كه اگر بر اساس آن عمل كنند، هيچ گونه اختلافي پيش نخواهد آمد. 
در قرآن كريم آمده است: 
...و از مشركان نباشيد، از كساني كه دين خود را پراكنده ساختند و به دسته ها و گروه ها تقسيم شدند و شگفت آن كه هر گروهي به آن چه نزد آنها است، خوشحالند. 
البته منظور از اختلاف، اختلافات غرض آلود است كه از هوس هاي نفساني سرچشمه مي گيرد و بدون توجه به موازين اسلامي آشكار مي شود. اين اختلاف هم چون سمي است كشنده كه همه چيز را نابود مي كند. وگرنه اختلاف نظر در بحث و برنامه هاي اقتصادي و فرهنگي كه بر اساس اصول اسلامي باشد، رشد و تكامل در پي دارد. و در برخورد آراء و افكار است كه نظريات نو و سازنده تولد مي گردد. 
استعمار با اين حربه كهنه مي خواهد از اختلاف و جدايي بين نيروهاي انقلابي سوء استفاده كند و نظام را از درون پوسيده و خشك كند. استكبار جهاني از تمامي روش هاي براندازي مانند محاصره اقتصادي، كودتا، جنگ تحميلي ترور و شايعه پراكني جهت رخنه در صفوف فشرده مردم استفاده كرد، اما راه به جايي نبرد، بنابراين تنها چاره را بعد از گذشت دو دهه از پيروزي انقلاب در اين حربه مي جويد. بر نيروهاي انقلابي است كه آخرين تلاش دشمن را با شكست روبرو سازند و نجات ملت و كشور را در اتحاد و همدلي و تضارب آراء بجويند. حضرت امام رحمه الله نيز در پايه اتحاد و عدم اختلاف مي فرمايند: 
... اگر در يك ملتي اختلاف سليقه نباشد، اين ناقص است. اگر در يك مجلسي اختلاف نباشد، اين مجلس ناقص است. اختلاف بايد باشد. اختلاف سليقه، اختلاف راي، مباحثه، جار و جنجال، بايد باشد لكن نتيجه اين نباشد كه ما دو دسته بشويم دشمن هم، بايد دو دسته باشيم در عين حالي كه اختلاف داريم دوست هم باشيم.
 
3 ـ آفت هاي اقتصادي
اميرالمؤمنين علي بن ابي طالب(ع) علل سقوط اقتصادي ـ سياسي حكومت ها را چهار چيز مي دانند: 
1 ـ سوء تدبير و ضعف مديريت 
2 ـ تبذير ناروا و هزينه هاي زيان بار اقتصادي 
3 ـ عبرت نگرفتن از تجارب سودمند 
4 ـ عذرخواهي مكرر به جاي جبران خطاهاي پيشين 
روش اقتصادي حضرت امير(ع) بر اساس عدالت و حق و حقيقت بود و جز به حق عمل نمي كردند و هيچ گونه تبعيض و امتيازي حتي براي خود و نزديكانشان قائل نبودند. امام(ع) در پاسخ ايراد كساني كه رعايت مساوات در عطاياي بيت المال را بر خلاف «سياست» مي دانستند، فرمود: 
اگر اين دارايي از خودم بود به طور يكسان در ميان شما تقسيم مي كردم تا چه رسد به اين كه اين اموال از آنِ خداست. آگاه باشيد كه بخشيدن مال در غير موردش تبذير و اسراف است. اين كار ممكن است در دنيا باعث سربلندي بخشندگان شود ولي در آخرت موجب سرافكندگي ايشان خواهد شد. مسؤولان انقلاب اسلامي ايران بايد اين سخنان را آويزه گوش خود كند. در غير اين صورت با مشكلات فراوان روبرو خواهند بود. بنابراين مهم ترين آفت ها و آسيب هاي اقتصادي عبارتند از:
 
41 ـ بي توجهي به عدالت اجتماعي:
همان گونه كه عدالت اجتماعي به عنوان يك آرمان از مؤلفه هاي حركت آفرين در بروز و پيروزي انقلاب اسلامي نقش داشت، بي توجهي به آن نيز مي تواند انقلاب را با شكست روبرو سازد. امام علي(ع) درباره اهميت عدالت در اداره كشور مي فرمايد: 
ثبات و پايداري دولت ها، به برپايي عدالت است. 
همچنين مي فرمايد: 
آن كه به عدالت عمل كند، خداوند محدوده حكومتش را حفظ خواهد كرد. 
معنايِ كلام امام(ع) اين است كه عدول از عدالت، حكومت را از ثبات و اقتدار خارج مي كند. 
با وجود بي عدالتي در جامعه فساد و فحشا گسترش مي يابد و صفات برتر انساني به رذايل حيواني تبديل مي گردد. معنويّت و ايثار و فداكاري جاي خود را به خودپرستي، حرص و طمع مي دهد و نتيجه همه اين ها يأس و نااميدي از به ثمر رسيدن نهايي انقلاب است. 
عدالت اجتماعي داراي ابعاد مختلف سياسي، اقتصادي و فرهنگي است. در بُعد اقتصادي، مسؤولان نظام بايد توجه داشته باشند كه پيشرفت هاي اقتصادي در قالب برنامه هاي بلندمدت نبايد به پايمال شدن اقشار كم درآمد و مستضعف منجر شود. چرا كه نظام ما نظام يك سويي نيست كه به يك بُعد توجه شود و ابعاد و شعارهاي ديگر فراموش شود. 
هم چنين در بُعد سياسي بايد با رعايت عدالت، افرادي صاحب پُست هاي كليدي شوند كه از شايستگي هاي لازم برخوردار باشند و عضويت در يك جناح و حزب، ملاك عزل و نصب ها قرار نگيرد. 
رهبر معظم انقلاب، حضرت آيت اللّه خامنه اي (مدظلّه) در مورد تأمين عدالت اجتماعي مي فرمايد: 
در اين مرحله از انقلاب، هدف عمده عبارت است از ساختن كشوري نمونه كه در آن رفاه مادي همراه با عدالت اجتماعي، توأم با روحيه و آرمان انقلاب، با برخورداري از ارزش هاي اخلاقي اسلام، تأمين شود. هر يك از چهار ركن اصلي ضعيف يا مورد غفلت باشد، بقاي انقلاب و عبور آن از مراحل گوناگون، ممكن نخواهد شد.
42 ـ روحيه مصرف گرايي و اسراف
يكي از عوامل ويران گر اقتصاد مصرف گرايي و اسراف است. در كشورهاي جهان سوم مردم جامعه به جاي توليد بيشتر و رشد اقتصادي، در فكر مصرف كالاهاي غير ضروري هستند، اين عمل سبب وابستگي بيش از پيش كشور به بيگانگان مي شود. اين معضل در كشور ما حادتر است؛ زيرا كشور ما متكي به درآمدهاي نفتي است. در زماني كه قيمت نفت روند صعودي دارد، ارز هنگفتي نصيب كشور مي شود و قدرت خريد مردم بالا مي رود كه نتيجه اي جز اسراف و مصرف بي رويه نخواهد داشت. 
البته ريشه اين مشكل را بايد در فرهنگ جامعه جستجو كرد. نبود الگوي مصرف مناسب و عمل نكردن به سفارشات ديني درباره اسراف و حرمت آن، از عوامل مهم مصرف گرايي و اسراف است. 
حضرت امير مؤمنان(ع) درباره اهميت ميانه روي و مذمت اسراف مي فرمايد: 
ميانه روي، كم را رُشد مي دهد و زياده روي، زياد را نابود مي كند.
43 ـ وابستگي به نفت
يكي از آفت هاي اقتصادي وابستگي كشور به درآمدهاي نفتي است. 
نفت از مهم ترين اقلام صادراتي و سبب جذب درآمدهاي سرشار و شكوفايي اقتصادي است، اما همين وابستگي خسارت هاي بزرگي بر پيكره اقتصاد كشور وارد كرده است. بازار داغ خريد نفت در جهان سبب شد كه ديگر بخش هاي اقتصادي از رونق بيفتد و به جاي كسب درآمدهاي ارزي، خود مصرف كننده درآمدهاي نفتي باشند. كشاورزي كه اساس استقلال اقتصادي و از مؤلفه هاي پيشرفت محسوب مي شود، رو به نابودي گراييد و هرروز شاهد ورود اقلام كشاورزي از خارج بوديم. صنعت نيز وضع بسيار بدتري داشت؛ زيرا كالاهاي صنعتي حاصل مونتاژ قطعات خارجي بود نه محصول فكر و انديشه داخلي. 
از سويي كشورهاي توليد كننده نفت به دليل دخالت هاي آمريكا، سهم اندكي در قيمت گذاري كالاي توليدي خود دارند، از اين رو قيمت نفت گاه آن قدر پايين مي آيد كه مخارج استخراج خودش را نيز تأمين نمي كند. 
بنابراين اتكاي به نفت هم موجب تعطيلي بخش هاي ديگر اقتصادي مي شود و هم به دليل نوسانات قيمت آن، برنامه ريزي در كشور را با مشكل روبه رو مي سازد.
44 ـ وابستگي اقتصادي به خارج
يكي از آرمان هاي انقلاب اسلامي ايران، استقلال در تمام زمينه ها به ويژه استقلال اقتصادي است. رژيم گذشته با حمايت استكبار جهاني بيشترين تلاش را براي تحكيم وابستگي اقتصادي انجام داد. وقتي كه كشوري حتي براي سير كردن افراد خود محتاج به بيگانگان باشد، چگونه خواهد توانست در مقابل زورگويي هاي آنان بايستد و جواب منفي بدهد. 
بنابراين كسب استقلال اقتصادي و نفي وابستگي يكي از اهداف و آرمان هاي انقلاب اسلامي است كه در اين مورد با وجود مشكلات جنگ و محاصره اقتصادي گام هاي اساسي برداشته شده است. 
در بخش كشاورزي با وجود اقدامات صورت گرفته هنوز خودكفايي كامل حاصل نشده است. در بخش صنعت بايد به كمك نيروي خلاّق و جوان، وابستگي در تكنولوژي و مواد اوليه را به حداقلِ ممكن رساند. به اين منظور مي بايست بخش تحقيقات علمي را فعال تر كرد تا متخصصين داخلي خود به كشف و اختراع فنون و تكنولوژي مورد نياز صنعت و كشاورزي بپردازند. 
اكنون در آستانه دهه سوم پيروزي انقلاب اسلامي، وابستگي اقتصادي هنوز از مهم ترين آفت ها شمرده مي شود كه عزم و اراده جدي را مي طلبد.
45 ـ بيكاري
در اوايل پيروزي انقلاب، جمعيت كشور از رشد بالايي (بيش از 3 درصد) برخوردار بود. اين عامل سبب شد كه اكنون بعد از گذشت دو دهه از اوايل انقلاب، كشور ما كشوري جوان به حساب آيد. آشكار است كه اين جوانان به كار و اشتغال نياز دارند. به اين دليل، بيكاري در حال حاضر به صورت بحران درآمده است و مسؤولان براي مهار آن تلاش مي كنند. 
بيكاري سبب بروز مشكلات ديگر هم مي شود. فقر، فحشا، قاچاق كالا، قاچاق مواد مخدر، اعتياد، سرقت، ناامني و شغل هاي كاذب زاييده بيكاري است كه نتيجه آن ها يأس و نااميدي مردم از انقلاب خواهد بود. 
46 ـ تورم
تورم را بايد غول مهارناپذير اقتصاد ايران قلمداد كرد كه به شدت در حال تهييج شكاف اقتصادي است. تورم سبب افزايش قيمت ها و كاهش قدرت خريد به ويژه براي كساني كه حقوق و درآمد ثابت دارند، مي شود. از اين رو افراد در پي جبران كسري درآمد خود از طرق مختلف از جمله شغل هاي متعدد، اضافه كاري، رشوه و... مي باشند كه عدم آرامش روحي ـ رواني در خانواده، فقدان تمركز فكر بر روي مسائل فرهنگي و تربيتي خانواده را در پي خواهد داشت.
47 ـ كاهش ميزان سرمايه گذاري خارجي
سرمايه گذاري در بخش هاي گوناگون سبب شكوفايي اقتصادي و ايجاد اشتغال و توليد بيشتر مي شود. سرمايه به همراه مديريت صحيح مي تواند بسياري از مشكلات اقتصادي را از بين ببرد و كشور را در رديف جوامع پيشرفته قرار دهد.

منبع : کتاب سپیده پیروزی،صادق لیراوی،مرکز پژوهش های صدا و سیما، آذرماه 1379