رونق تولید ملی | دوشنبه، ۶ خرداد ۱۳۹۸

انقلاب اسلامي و چالش هاي بيست ساله - نمایش محتوای دهه فجر

 

 

انقلاب اسلامي و چالش هاي بيست ساله

انقلاب اسلامي و چالش هاي بيست ساله
1 ـ رويارويي با آمريكا 
2 ـ تحميل جنگ عليه ايران 
________________________________________
1 ـ رويارويي با آمريكا
از آن جايي كه يكي از ابعاد انقلاب اسلامي ايران، جنبه ضد استعماري آن است لازم است در ابتدا با مراحل ورود آمريكا به ايران آشنا شويم. به طور كلي مراحل ورود آمريكا را مي توان به سه دوره تقسيم كرد.
11 ـ دوره آشنايي
در دوره آشنايي كه از سال 1883 م تا 1945 م طول كشيد، حادثه مهمي در روابط دو كشور اتفاق نيفتاد. در اين دوران كه با پايان جنگ جهاني دوم، پايان مي يابد، سياست آمريكا بر اساس «دكترين مونروئه» تنظيم مي شد. «مونروئه» يكي از رؤساي جمهوري آمريكا است كه در دكترين خود به كشورهاي اروپايي اعلام كرده بود كه قاره آمريكا متعلق به ماست و هيچ كس نبايد در اين قاره دخالت كند. ما نيز به قاره هاي ديگر كاري نداريم. اين سياست به «سياست انزواگرايي» معروف است. در اين دوران آمريكا ضمن آشنايي با قاره ها و كشورهاي ديگر از جمله ايران، سعي در تحكيم پايه هاي روابط خود مي كند. حوادث اين دوره عبارتند از: 
1 ـ در سال 1883 م. اولين سفير آمريكا به نام بنجامين به ايران آمد و 5 سال بعد اولين سفير ايران به نام حاجي حسين قلي خان كه بعدا به حاجي واشنگتن معروف و مشهور شد به آمريكا رفت. 
2 ـ در سال 1911 م. مورگان شوستر آمريكايي در رأس هيأتي براي اصلاح امور مالي به ايران آمد، اما با اولتيماتوم ر وسيه از ايران خارج شد.
12 ـ دوره روابط فعال
با پايان يافتن جنگ جهاني دوم در سال 1945 م. و دست برداشتن عملي آمريكا از دكترين مونروئه، سياست خارجي آمريكا بر اساس «دكترين ترومن» شكل گرفت. بدين ترتيب دوره روابط فعال آغاز شد. ترومن رييس جمهور وقت آمريكا طي يك سخنراني اين عقيده را مطرح كرد كه از كشورهايي كه در مقابل كمونيسم آسيب پذير هستند بايد حمايت كنيم. بنابراين، اساس اين دكترين، جلوگيري از پيشرفت كمونيسم است. كشورهاي ايران، تركيه و يونان به علت اهميت استراتژيكي كه دارند تحت پوشش كمك هاي آمريكا قرار مي گيرند. بر طبق اين دكترين فروش اسلحه به ايران و اعزام نيروهاي ايراني به آمريكا جهت آموزش نظامي شروع شد. 
چندسال بعد، «دكترين آيزنهاور» كه در واقع تكرار دكترين ترومن، ولي به نحو شديدتري بود، مطرح شد بر اساس اين دكترين آمريكا اعلام كرد در صورتي كه كشورهايي مورد تهاجم كمونيسم قرار گيرند و از آمريكا تقاضاي كمك نمايند، آمريكا به آن ها همه گونه كمكي خواهد نمود. بر اساس اين دكترين، قراردادي ميان ايران و آمريكا منعقد شد. 
مفاد اين قرارداد كه در سال 1959 م. امضاء شد چنين بود. «هرگاه دولت ايران مورد تهاجم مستقيم و يا غير مستقيم قرار بگيرد، در صورت درخواست كمك از آمريكا، آمريكا آن تجاوز را دفع خواهد كرد». منظور از تهاجم مستقيم، تهاجم شوروي يا كشور ديگر و تهاجم غير مستقيم، حمله مردم به دولت است.
13 ـ دوره روابط استعماري
با ورود كندي به كاخ سفيد در ژانويه 1961، سياست داخلي و خارجي آمريكا دچار تحولاتي شد. يكي از تحولات مهم اين بود كه دولت آمريكا به اين نتيجه مي رسد كه در كشورهاي جهان سوم بايد بهره گيري از ابزارهاي نظامي همراه با ايجاد تغييراتي در ساختارهاي اجتماعي وضعيت زندگي مردم آن كشورها باشد. تحول در سياست خارجي آمريكا زاييده مشكل خارجي آمريكا بود؛ يعني رشد كمونيسم در آمريكا و دنيا بود. از اين رو آمريكا در دوران كندي دو سياست را در پيش گرفت. 
1 ـ سياست اصلاحات ارضي 
2 ـ سياست ايجاد فضاي باز سياسي 
كندي براي انجام دكترين خويش در ايران «علي اميني» را انتخاب كرد. اميني هم زمان در پي اجراي اين دو سياست برآمد. اما چندي بعد شاه از قدرتمند شدن اميني به هراس افتاد و طي مسافرتي به آمريكا به سياستمداران آمريكايي قول داد كه شخصا اين سياست را در ايران پياده كند. در نتيجه اميني بركنار و «عَلَم» جايگزين او شد. 
تأثيرات دكترين كندي بر ايران: اجراي سياست ايجاد فضاي باز سياسي در ايران موجب تشكيل و فعاليت احزاب و گروه هاي متعدد ملي و مذهبي شد. اما پس از آن كه شاه انجام اين سياست را به عهده گرفت، همه چيز به حالت اول برگشت و شاه نه تنها ايجاد فضاي باز سياسي را در پيش نگرفت، بلكه بر شدت عمل خود نيز افزود. 
اجراي سياست اصلاحات ارضي نيز تأثيرات بسيار مهمي بر اقتصاد ايران بر جاي گذاشت، همه اين تأثيرات در راستاي كاهش محصولات و توليدات كشاورزي بود. به طور كلي نتايج اصلاحات ارضي در ايران و پيامدهاي آن را مي توان اين گونه خلاصه كرد. 
1 ـ از بين رفتن اقتصاد و كشاورزي مستقل در ايران 
2 ـ ترويج تجارت و صنعت وابسته 
3 ـ رشد شهرنشيني و مصرف زدگي 
4 ـ تك محصولي كردن اقتصاد ايران 
دكترين نيكسون در ايران: در سال 1968 م. دولت انگلستان به طور رسمي اعلام كرد كه از منطقه خليج فارس بيرون مي رود. با اعلام اين سياست از سوي انگلستان، رييس جمهور وقت آمريكا «نيكسون» طي يك سخنراني اعلام كرد از اين پس كشورهاي خارجي طرفدار آمريكا، خود بايد امنيت خويش را تأمين كنند. اين نظريه كه به «دكترين نيكسون» مشهور شد، بيشتر از هرجا، ايران و ويتنام را درنظر داشت. 
محمدرضاشاه از اين سياست استقبال كرد و در يك مصاحبه تلويزيوني اعلام كرد كه خلاء ناشي از خروج انگليسي ها از منطقه خليج فارس نبايد توسط قدرت هاي خارجي پُر شود. بلكه اين كشورهاي منطقه هستند كه خود بايد مسؤوليت دفاع از منطقه را بر عهده گيرند. 
اين دكترين سبب شد كه از يك سو هزينه هاي نظامي آمريكا كاهش يابد و از سوي ديگر كشورهاي منطقه براي انجام وظيفه ژاندارمي خود احتياج به خريد اسلحه و مهمات از آمريكا را داشته باشند. در حقيقت تسلط و حاكميت آمريكا بر كشورهاي منطقه به قوت خود باقي ماند.
 
آمريكا ابتدا عنان سردمداران رژيم شاهنشاهي را به دست مي گيرد و سپس با وابسته كردن اقتصاد و غارت منابع ايران، سود فراواني را نصيب خود مي سازد. با دادن نقش ژاندارمي منطقه به شاه، هم امنيت سران مرتجع كشورهاي منطقه را تأمين كرد و هم هزينه هاي نظامي حضور در منطقه را از عهده خود خارج و بر دوش مردم ايران انداخت.
 
14 ـ توطئه هاي آمريكا بر ضد انقلاب اسلامي
پيروزي انقلاب در ايران و روي كار آمدن يك نظام انقلابي مخالف با آمريكا سبب شد كه ايالات متحده يكي از مهره هاي اصلي منطقه را كه حافظ منافع و عامل تثبيت وضع موجود بود، از دست بدهد. از اين رو آمريكا بعد از ناكامي توطئه هايش در خنثي سازي پيروزي انقلاب، از همان اوايل انقلاب براي از بين بردن يا انحراف آن تلاش كرده است. برخي از اين موارد عبارتند از: 
1 ـ اعلام دكترين كارتر: وحشت ايجاد شده، ناشي از اثرات انقلاب اسلامي ايران و اشغال افغانستان توسط شوروي، كارتر( رييس جمهور وقت آمريكا) را به اتخاذ نظريه جديد وادار كرد. بر اساس دكترين كارتر، امنيت آمريكا با امنيت خليج فارس مرتبط شد. كارتر هرگونه تهديدي عليه نفت خليج فارس را عليه منافع حياتي خود تلقي كرد و بنابراين مسؤوليت دفاع از منطقه را خود به عهده گرفت. 
بر اساس اين تصميم، آمريكا مجبور به استفاده از نيروهاي واكنش سريع در منطقه شد. هدف از تشكيل و استفاده از اين نيروها، آن بود كه هم موجب قوت قلب متحدان شود و هم حضور گسترده نظامي و سياسي آمريكا را در منطقه جهت رويارويي احتمالي با انقلاب ايران، تأمين نمايد. 
2 ـ مشغول كردن به مسايل داخلي: آمريكا به عنوان مهم ترين كشور مؤثر در تحولات ايران زمان شاه، بزرگترين بازنده تحولات داخلي ايران بود و به همين جهت براي اعاده نفوذ خود در كشور، به هركاري كه مي توانست دست زد. 
از جمله: تحريك عشاير و اقوام مختلف به شورش، براي تقسيم كشور و از بين بردن اتحاد مردم؛ 
حمايت از گروه هاي سياسي وابسته به شرق يا غرب، براي ايجاد بي نظمي و هرج و مرج در كشور؛ 
تحريك و حمايت از بعضي از ارتشيان وفادار به رژيم شاه براي كودتا براندازي نظام؛ 
3 ـ محاصره اقتصادي: از جمله اقدامات آمريكا عليه حكومت اسلامي ايران، محاصره اقتصادي است. آمريكا علاوه بر بلوكه كردن دارايي هاي ايران در بانك هاي آمريكايي و عدم استرداد سرمايه هاي به غارت رفته ملت توسط مزدوران پهلوي، با تلاش گسترده اي سعي كرد تا كشورهاي هم پيمان و هم جهت خود را به عدم تبادل و ارتباط اقتصادي با ايران تشويق و يا وادار سازد. هرچند در اين امر توفيق كامل نيافت اما توانست فشارهاي اقتصادي زيادي را به نظام نوپاي اسلامي وارد سازد. 
اين فشارها قبل از آن كه يك موفقيت براي آمريكا محسوب شود، باعث انسجام و وحدت بيشتر ملت و دولت شد و از سوي ديگر زمينه شكوفايي استعدادهاي فرزندان اين مرز و بوم را سبب شد. 
4 ـ تحريم اقتصادي: آمريكا بعد از يأس از محاصره اقتصادي و توطئه هاي داخلي و تحميل جنگ دست به اقدام ديگري زد و آن منع ديگر كشورها از سرمايه گذاري در استخراج منابع نفتي ايران بود. اين قانون كه در مجالس آمريكا به تصويب رسيد و مورد تأييد رييس جمهوري آن كشور قرار گرفت، با مخالفت اكثر كشورها روبه رو شد؛ زيرا اين قانون دخالت در امور ديگر كشورها و زيرپا گذاشتن حاكميت و استقلال آن ها محسوب مي شد. 
هم چنانكه از ابتدا روشن بود، اين توطئه هم با اقدام بعضي از شركت ها در سرمايه گذاري در استخراج نفت ايرن، با شكست روبه رو شد. 
5 ـ توطئه هاي فرهنگي: از ديگر اقدامات آمريكا عليه نظام اسلامي ايران، توطئه فرهنگي يا «شبيخون فرهنگي» بود. 
در ابتدا اين كار از طريق پخش نوارهاي مبتذل ويدئويي، ارسال برنامه هاي غيراخلاقي از طريق ماهواره و... صورت مي گرفت كه منجر به فساد اخلاقي بعضي جوانان مي شد و در ادامه نيز با رخنه در بعضي مطبوعات از طريق روشنفكران وابسته و با بهره گيري از غفلت بعضي مسئولين، با ايجاد شايعات و تحليل هاي خلاف واقع، اختلاف و دودستگي را در ميان مردم و نيروهاي انقلابي دامن زدند. 
آمريكا كه قدرت رويارويي با حكومت اسلامي را ندارد، مي خواهد از طريق اختلاف داخلي و جنگ رواني بين گروه ها و احزاب، نيروهاي انقلابي را خسته و نتيجتا مأيوس كند. 
البته اين اقدام نيز با هوشياري رهبر انقلاب و وفاداري مردم تا حد بسياري مهار شده است و شكست كامل اين توطئه، هوشياري همه گروه ها و احزاب را مي طلبد.
2 ـ تحميل جنگ عليه ايران
از جمله چالش هاي انقلاب اسلامي در بيست ساله اخير، جنگ عراق عليه ايران بود. كشور ما در اوايل انقلاب دوران حساس انتقالي را مي گذراند. مُسلَّم است كه در اين مرحله، اوضاع كمي آشفته و غيرطبيعي است. تصفيه بعضي از سران ارتش كه وابسته و وفادار به رژيم شاه بودند، موجب اميد و دلگرمي براي دشمنان كشور بود و تصور مي كردند ارتش ديگر كارآيي چنداني ندارد. تك روي ها و لجاجت هاي بني صدر ـ رييس جمهور ـ با مجلس و نيروهاي اصيل انقلاب نيز بر تشتت اوضاع افزوده بود. 
در اين اوضاع و احوال بود كه حكّام بعثي عراق به تحريك آمريكا، زمينه را براي عملي شدن اميال تجاوزكارانه خود مناسب ديدند و فكر مي كردند در ظرف چندروز نظام نوپاي اسلامي را نابود مي سازند و يا حداقل بخش هاي حساس كشور ـ خوزستان ـ را به تصرف در مي آورند. 
شايد حساس ترين لحظات انقلاب، همين زمان باشد، زيرا اندكي اشتباه و يا غفلت و سُستي مي توانست زحمات مردم يك كشور را از بين ببرد، اما رهبري بي بديل امام رحمه الله و ايثار و جان فشاني هاي مردم ايران و ياري خداوند متعال چنان صحنه جنگ را عوض كرد كه آمريكا خود ناچار به دخالت در جنگ شد و صدام را از شكست حتمي نجات داد. 
اين جنگ اگرچه خسارت هاي فراواني به مردم ايران و بنيه هاي اقتصادي كشور وارد ساخت اما نتايجي نيز در بر داشت. وحدت مردم، خود اتكايي، افزايش روحيه ايثار و معنويت و شهادت، معرفي اسلام و انقلاب اسلامي به جهان، شكوفايي استعدادها و شكست دشمنان از جمله اين بركات است. 
امام رحمه الله درباره بركات جنگ تحميلي مي فرمايد: 
هرروز ما در جنگ بركتي داشته ايم كه در همه صحنه ها از آن بهره جسته ايم. ما انقلابمان را در جنگ به جهان صادر نموده ايم، ما مظلوميت خويش و ستم متجاوزان را در جنگ ثابت نموده ايم،... ما در جنگ به اين نتيجه رسيده ايم كه بايد روي پاي خودمان بايستيم،... ما در جنگ حسن برادري و وطن دوستي را در نهاد يكايك مردمان باور كرديم... تنها در جنگ بود كه صنايع نظامي ما از رشد آن چناني برخوردار شد و از همه اين ها مهم تر، استمرار روح اسلام انقلابي در پرتو جنگ تحقق يافت.

منبع : کتاب سپیده پیروزی،صادق لیراوی،مرکز پژوهش های صدا و سیما، آذرماه 1379