رونق تولید ملی | دوشنبه، ۶ خرداد ۱۳۹۸

اهداف و آرمان هاي انقلاب اسلامي ايران - نمایش محتوای دهه فجر

 

 

اهداف و آرمان هاي انقلاب اسلامي ايران

از آن جا كه انقلاب ملت ايران به شيوه نهضت هاي انبيا و به گونه الهي انجام گرفته است، شايسته است قبل از ورود به بحث به نهضت هاي انبيا و اوليا و اهداف نهضت آنان نگاهي بيافكنيم. 
اهداف قيام انبيا و اوليا (ع): قرآن كريم از زبان شعيب پيامبر صلی الله علیه و آله مي فرمايد: 
من جز اصلاح ـ تا آن جا كه توانايي دارم ـ نمي خواهم. 
بنابراين هدف انبياء جز اصلاح و سامان بخشيدن جوامع بشري نبوده است. در كلمات ائمه اطهار(ع) نيز همين هدف مطرح است. امام حسين(ع) در وصيت نامه معروفشان خطاب به برادرشان محمد بن حنفيه به نهضت خونين خود عنوان اصلاح داده اند. 
اهداف انقلاب اسلامي ايران: هر انقلابي اهداف و آرمان هايي دارد كه همه فعاليت ها و فداكاري هايش به خاطر رسيدن به آن اهداف و آرمان ها صورت مي گيرد اعم از اين كه به آن ها برسد يا نرسد. انقلاب ايران نيز از اين قانون مستثني نمي باشد. بنابراين اهداف و آرمان هاي انقلاب اسلامي ايران عبارتند از:
1 ـ استقلال
استقلال نخستين شعار از شعار اصلي انقلاب اسلامي يعني ـ استقلال، آزادي، جمهوري اسلامي ـ مي باشد. البته استقلال به معناي آن نيست كه بدون ارتباط با ديگران به هيچ يك از كشورهاي ديگر نياز نداشته باشيم. مقصود اين است كه كشور به ابرقدرت ها و كشورهاي استعمارگر وابسته نباشد و تحت سلطه آن ها قرار نگيرد و مردم خود درباره مصالح شان تصميم بگيرند. حضرت امام خميني رحمه الله درباره اهميت استقلال مي فرمايند: 
اگر ما استقلال كشور خودمان را تحصيل نكنيم و تضمين نكنيم ساير چيزها درست نخواهد شد. 
استقلال به اقسامي تقسيم مي شود، مانند استقلال فكري، استقلال سياسي، استقلال اقتصادي و استقلال نظامي. 
11 ـ استقلال فكري: استقلال فكري و فرهنگي از اقسام ديگر مهم تر است؛ زيرا تا وقتي ملتي استقلال فكري دارند، نمي توان آن ها را تحت استعمار اقتصادي يا سياسي كشاند. دشمن فرصت طلب نيز پس از نااميدي از تهاجم نظامي و محاصره اقتصادي، در دهه سوم انقلاب به تهاجم فكري و فرهنگي رو آورد. تا بتواند با نابودي استقلال فكري ملت ايران، مقاصد شوم خود را پياده كند. معمار انقلاب اسلامي ايران، حضرت امام خميني رحمه الله اهميت استقلال فكري را اين گونه بيان كرده است: 
تا اين مملكت از اين غرب زدگي بيرون نيايد، استقلال پيدا نمي كند... اگر بخواهيد مستقل باشيد، اگر بخواهيد شما را به اين كه يك ملت هستيد، بشناسند و بشويد يك ملت، از اين تقليد غرب بايد دست برداريد. 
 
استقلال فكري يعني اين كه مردم از نظر فكري به اين باور برسند كه ديگران برتري ذاتي بر آنان ندارند و آنان نيز از ديگران چيزي كم ندارند و اگر همّت و پشتكار داشته باشند مي توانند به نوآوري هايي برسند. 
12 ـ استقلال سياسي: يعني مديران و سران كشور براي تهيه و تدوين برنامه ها و تعيين خط مشي هاي كشور از بيگانگان دستور نگيرند و آنان نتوانند در اين زمينه ها دخالت كنند. 
13 ـ استقلال اقتصادي: به اين معناست كه تأسيسات زيربنايي كشور در بخش خدمات، صنعت، كشاورزي و معادن به قدري قوي باشد كه براي تأمين نيازهاي عمومي مردم نياز به خارج نداشته باشيم و بتوانيم آن ها را در داخل تأمين كنيم.
2 ـ آزادي
همه آزادي را دوست دارند. در پرتو آزادي استعدادهاي انسان شكوفا و وجود او بارور مي شود. اگر نور آزادي به فطرت آدمي بتابد، آن را رشد مي دهد و صاحبش را به سر منزل مقصود مي كشاند. بنابراين آزادي وسيله است نه هدف. در انقلاب اسلامي نيز، آزادي از جمله شعارهايي بود كه مردم خسته از استبداد شاهنشاهي با خون خود آن را بر در و ديوارها نوشتند و با زبان خود آن را سر دادند. 
اسلام نيز بر اصل آزاد بودن و آزاد زيستن بر اساس قانون تأكيد فراوان كرده است، اميرمؤمنان(ع) در نامه اي به فرزندش امام حسن(ع) مي نويسد: 
هرگز برده ديگري مباش، در حالي كه خداوند تو را آزاد قرار داده است. 
حضرت اميرمؤمنان(ع) در جايي ديگر مي فرمايد: 
اي مردم، بدرستيكه حضرت آدم كسي را بنده و كنيز نزاييده، و همه مردم آزاد هستند. 
آزادي از جمله مفاهيمي است كه در آن ابهام هايي وجود دارد كه بايد بيشتر به آن پرداخت. 
آزادي را به دو گونه مي توان وصف كرد: آزادي مطلق و آزادي در حدود قانون. 
آزادي مطلق، به معناي رهايي از هرگونه قيد و بند است تا افراد خودسرانه هرچه بخواهند و پسند كنند، بدون هيچ مانعي به دست آورند و راهي را كه خود انتخاب مي كنند، بروند. تنها معيار تشخيص مصلحت، نظر هر فرد است، هرچند بر خلاف مصالح ديگران باشد. 
البته اين گونه آزادي هرگز در منطق عقلاي جهان پذيرفته نيست؛ زيرا به سلب آزادي منتهي مي گردد و نتيجه معكوس مي دهد. 
آزادي معقول و مطابق فطرت انساني، همان آزادي در حدود قانون است. البته نه قانوني كه مستكبران وضع كرده باشند بلكه قانوني كه خداوند، آن را بر اساس فطرت و مباني حكمت وضع كرده و يا از قوانين الهي نشأت گرفته باشد؛ قانوني كه تأمين كننده مصالح عمومي و منافع همگاني مبتني بر اصل عدالت اجتماعي بوده باشد. 
اگر در شعارهاي مردم در هنگام راهپيمايي ها دقت كنيم، در مي يابيم كه «آزادي» در كنار «استقلال» و «حكومت اسلامي» قرار دارد، و اين خود گواه خوبي است كه مردم مسلمان ايران، آن گونه آزادي را مي خواستند كه از يك سو نافي استقلال فكري و اقتصادي و سياسي نبوده و از سوي ديگر مطابق با قوانين اسلام باشد يعني قوانيني كه برخاسته از فطرت اصيل انسان هاست.
3 ـ جمهوري اسلامي
از جمله اهداف و آرمانهاي انقلاب اسلامي ايران، جمهوري اسلامي است. اين هدف نه تنها در شعارهاي مردم به گوش مي رسيد، بلكه نشانه هاي ديگري نيز بر هدف بودن آن تأكيد دارد مانند: تجمع مردم در مساجد، آغاز تظاهرات از آنجا، اعتنا نكردن به شعارهاي چپ و راست و... 
جمهوري اسلامي مركب از دو كلمه است: «جمهوريت» كه نشانه نوع حكومت است؛ يعني رئيس كشور بايد از طريق آراي مردم و انتخابات به قدرت برسد و روش هاي ديكتاتوري و شاهنشاهي در اين حكومت جايي ندارد. واژه دوم «اسلامي» است كه بيانگر محتواي حكومت است؛ يعني مسؤولان و حاكمان نظام بايد بر اساس قوانين شرع اسلام كه از قرآن، سنت، عقل و اجماع استخراج مي شوند، قوانين جاري كشور را وضع و به مورد اجرا بگذارند. بنابراين، حكومت اسلامي يا جمهوري اسلامي بر دو پايه استوار است الف) آراء مردم ب) شرع اسلام. تخطي از هر يك از اين دو، مخالفت با جمهوري اسلامي است. 
حضرت امام راحل رحمه الله درباره ماهيت جمهوري اسلامي مي فرمايند: 
ماهيت حكومت جمهوري اسلامي اين است كه با شرايطي كه اسلام براي حكومت قرار داده است، با اتكا به آراي عمومي ملت، حكومت تشكيل شده و مجري احكام اسلام مي باشد.
4 ـ عدالت اجتماعي
انسان به طور فطري عدالت طلب است. علاوه بر آن، شرع مقدس اسلام نيز بر اقامه عدل و مساوات تأكيد فراواني كرده است. در قرآن كريم آمده است: 
به درستي كه خداوند به عدل و احسان فرمان مي دهد. 
اين آرمان انساني خصوصا در مكتب تشيع به بركت وجود رهبران معصوم و عادل مورد توجه بيش از پيش قرار گرفته است. از اين رو مردم مسلمان ايران كه از تبعيض ها، محروميت ها و احساس حقارت در رژيم شاه به ستوه آمده بودند، خواهان نظامي اسلامي مبتني بر عدالت اجتماعي بودند. 
عدالت اجتماعي به معني تساوي در تمامي حقوقي و مزايا نيست بلكه عدالت همان گونه كه در كلام امام علي(ع) آمده است، به معني «وضع كلّ شي ء موضعه» است؛ يعني هرچيزي بايد در جايي باشد كه مناسب اوست. 
بنابراين علاوه بر اين كه همه افراد جامعه از امكانات و فرصت هاي يكسان برخوردار باشند، هركس بايد بنابر لياقت و شايستگي هايش از مزايا بهره مند شود. 
رهبر معظم انقلاب اسلامي در مورد معناي عدالت اجتماعي مي فرمايد: 
عدالت اجتماعي بدين معني است كه فاصله ژرف ميان طبقات و برخورداري هاي نابه حق و محروميت ها از بين برود و مستضعفان و پابرهنگان كه همواره مطمئن ترين و وفادارترين مدافعان انقلابند، احساس و مشاهده كنند كه به سمت رفع محروميت، حركتي جدي و صادقانه انجام مي گيرد... همه كس احساس كند كه در برابر ظلم و تعدي، مي تواند به ملجأ مطمئن پناه برد و همه كس بداند كه با كار و تلاش خود خواهند توانست زندگي مطلوبي فراهم آورد. 
  • منبع : کتاب سپیده پیروزی،صادق لیراوی،مرکز پژوهش های صدا و سیما، آذرماه 1379