رونق تولید ملی | یک‌شنبه، ۳۰ تیر ۱۳۹۸

آیت الله میرزا ابوالقاسم قمی(محقق قمی) - نمایش محتوای تولیدات ویژه

 

 

آیت الله میرزا ابوالقاسم قمی(محقق قمی)

Loading the player...

دانلود

خدای حکیم پس از انبیا و امامان معصوم(ع) نگهبانی از قوانین و احکام الهی را بر عهده عالمان دین قرار داده است. عالمان بزرگ چراغ راه امت و مرزبانان خطه سعادت اند. از جمله این ستارگان هدایت، حضرت آیت الله میرزا ابوالقاسم قمی است. پدرش مرحوم آخوند ملاحسن از عالمان سرشناس شفت گیلان بودند در قرن 13 هجری می زیست. ایشان برای استفاده بیشتر از علما، گیلان را به قصد دیار عالم پرور اصفهان ترک نمود و در آنجا محضر میرزا هدایت الله و میرزا حبیب الله دو عالم روشن ضمیر آن سامان را درک کرد و بهره های وافری از درس آنان برد. زمان زیادی نگذشته بود که آن دو استاد بزرگ برای تصدی امر قضاوت و هدایت و ارشاد مردم به چاپلق از توابع بروجرد عازم شدند و ملاحسن نیز به دنبال آنان عزم سفر نمود و سرانجام با دختر استاد خویش میرزا هدایت الله ازدواج کرد و زندگانی تازه ای را آغاز نمود.
تاریخ سال 1151 هجری قمری را نشان می داد و خانه ملاحسن را انتظاری دلنشین آکنده ساخته بود. خانواده ایشان منتظر مولودی بودند که می رفت تا از عالمان تشیع و آغازگر تحولی عظیم گردد. عاقبت این انتظار با گریه های کودکی سعادتمند به پایان رسید و خانه کوچک آن عالم ربانی را شادمانی فرا گرفت. کودک را ابوالقاسم نام نهادند. وی در دامان پاک مادری دلسوز دوران کودکی را سپری می کرد و در زیر سایه پدری عالم و متقی به حیات خویش ادامه می داد چهره ابوالقاسم آینده ای درخشان را نشان می داد.
بوالقاسم هوش و استعدادی فراوان و از دیگر همسالان خویش برتر در خور توجه داشت. از همان ابتدای کودکی با استمداد الهی تحصیل علوم دینی را آغاز کرد و اولین درسهای دینی را در مکتب پدر فرا گرفت و بعد از مدتی درس آموزی از محضر پدر با اجازه او راهی خوانسار شد و مشتاقانه در درس آیت الله حسین خوانساری حاضر شد و پس از کسب فیض از مجلس درس آن بزرگمرد قصد عتبات عالیات را نمود و به مانند پرنده ای عاشق به سوی آن سرزمین علم و فقاهت پرواز نمود و در آنجا توفیق حضور در محفل علمی استاد کل محمدباقر وحید بهبهانی را نصیب خود ساخت.
بعد از آنکه میرزا در عتبات از فقیهان بزرگ عصر بهره ها جست به قصد ترویج دین و ارشاد مرم به ایران بازگشت و به زادگاهش چاپلق آمد ولی چون آنجا را برای انجام وظیفه مناسب نیافت و دچار مشکلاتی شد به اصفهان رفت و در مدرسه کاسه گران به تدریس پرداخت و در آنجا بود که شاگردان و عالمانی توفیق حضور در محفل ایشان را پیدا کردند. با آن حال نتوانست مدت زیادی در آن شهر بماند چرا که از شر حسودان و مدعیان فضل که وی را مانع خود می یافتند در امان نبود و این امر بسیار آزارش می داد. از همین رو اصفهان را به قصد شیراز ترک کرد و مدت سه سال در آنجا اقامت گزید و آنگاه به سوی قم روانه شد. با ورود ایشان به قم در مدتی اندک آوازه او همه جا را فرا گرفت و الطاف الهی با برکات زیاد و ترقی روزافزون خستگی سالهای پر رنج گذشته را از وی دور ساخت. با ورود ایشان در قم علاوه بر تدریس و پرورش طلاب و ارشاد مردم حاکمان زمان خویش را اندرز می داد. ایشان بارها فتحعلی شاه را نصیحت کرد و وظایف او را یادآور می شد.
روزی فتحعلی شاه به قم آمده و به دیدار میرزا مشرف گردیده بود. میرزا او را مورد خطاب قرار داده، می گوید: کاری نکن این ریشهایت (با اشاره به ریش فتحعلی شاه) فردای قیامت به آتش جهنم بسوزد.اگر چه در بار پیوسته به ارتباط خود با میرزا اصرار می ورزید ایشان همچون دیگر علمای شیعه که در نهانشان ظلم ستیزی نهفته است هرگز تن به ارتباط با دستگاه وقت نداد.
ایشان در مسیر تحصیل با فقر شدید دست و پنجه نرم می کرد و در این راه استاد وی آیت الله محمدباقر بهبهانی نقش بسزایی در دستگیری از او داشته است به طوری که در بسیاری از اوقات خود نماز و روزه استیجاری می پذیرفت و پولش را به میرزا می بخشید تا به تحصیلش بپردازد. با این همه میرزا هرگز از راهی که برگزیده بود دست برنداشت. از خصوصیات میرزا جدیت ایشان در مسیر علم آموزی بود به گونه ای که محبوبترین کارها نزد او مطالعه و تحقیق بود تا آن اندازه که ستارگان آسمان کمتر شاهد خواب میرزا بوده اند. وی بیشتر شبها را تا به صبح به مطالعه می پرداخت.
او احترام خاصی برای اساتید خویش قائل بود و حتی بعد از رحلت آنان احترام آنها را حفظ می کرد. چنانکه نوشته اند بعد از درگذشت استاش وحید بهبهانی وقتی به کربلا مشرف می شد به خانه آقا می رفت و در خانه او را می بوسید و به این طریق از زحمات چندین ساله استاد قدردانی می کرد. از سویی دیگر وی در حسن معاشرت نمونه بود. هنگامی که با دیگران سخن می گفت با چهره ای گشاده مواجه می شد و مردم از همنشینی با وی لذت می بردند.
مؤلف کتاب روضات الجنات در شخصیت ایشان می گوید: ... آن بزرگوار مردی با تقوا و جلیل القدر، کامل و باهوش بود. او استادی زبردست، پیشوایی بزرگ، ادیبی ماهر، خطیبی توانا بود او خشوعی فراوان، چشمی پر اشک و دلی نالان و دیدگانی گریان داشت ....
سال 1231ق. یادآور غروب زندگانی عالمی وارسته و متقی است. آری میرزای قمی در آن سال از جمع دوستان و شاگردان خویش رخت بربست و به سوی حضرت حق بال گشود و با رفتن خود شهر قم را سیه پوش ساخت. مقبره شیخان افتخار این را داشت که آن عالم با منزلت را در آغوش گیرد و اکنون نیز زیارتگاه عام و خاص شود خداوند روحش را با پیامبران و امامان معصوم - علیهم السلام - محشور گرداند.