اقتصاد مقاومتی؛ تولید - اشتغال | شنبه، ۲۸ مرداد ۱۳۹۶

آیین سحری خوانی در قزوین - نمایش محتوای تولیدات ویژه

 

 

آیین سحری خوانی در قزوین

Loading the player...

دانلود

نظافت خانه ها، استهلال و رویت ماه، مناجات و سحر خوانی، خواندن اذان بر پشت بام ها، موعد سحر و افطار، غذاها و خوراکی ها، مراسم پیشواز و عید فطر از جمله آئین های ماه رمضان در گذشته بود که در هر شهر و روستا، با ترتیب و ترکیب خاصی انجام و در شهر قزوین نیز با رسم های خاص خود دنبال می گردید. 
آواها و نغمه های سحرخوانان، در طول قرن ها و به شکل های گونا گون زینت بخش شب های معنوی رمضان بوده و صدای مناجات آنان ماه مهمانی خدا را تبدیل به یکی از خاطره انگیزترین شب های سال می کرده است.در گذشته، آواز در ماه مبارک رمضان، جانشین ترانه ها می‌شد، درواقع ماه رمضان باعث می شد متن موضوعی آوازها تغییر کند و مضمون ستایش و نیایش در آوازها مطرح شود؛ همچون مناجات های سحرگاهی و … که با صدای بسیار زیبایی خوانده می شدند. متاسقانه اکنون مناجات خوانی در منطقه و بسیاری از نقاط کشور در حال فراموشی است هر چند هنوز هستند کسانی که در شب های ماه مبارک رمضان و مراسمات مذهبی با صوت دلنیش خود مردم را همراهی می کنند.
سردادن سه وعده اذان در پشت بام های منازل، بیدار کردن همسایه ها برای خوردن سحری، خواندن مناجات با صدای بلند و حتی کوفتن بر طبل برای بیدار باش سحر نیز از جمله سنت های رایج در استان قزوین و شهر ها و روستاهای آن بود.
سحری‌خوانان با حرکت در کوچه‌ پس‌ کوچه‌های روستاها، مردم را برای سحر بیدار می‌کنند. در قدیم، سحری خوانان با به راه افتادن در کوچه‌ها و محلات با نوای خوش، اهالی روستا و محله را بیدار می‌کردند و می‌خواندند «سحر شد بپا خیز هنگام نماز است» و همسایه‌ها نیز با این آواز همسایگان خود را برای سحری بیدار می‌کردند.در گذشته به علت نبود امکاناتی مانند برق، روشنایی، دستگاه‌های رسانه‌ای و خستگی مردم به خاطر کار در شالیزار و فعالیت‌های کشاورزی ممکن بود که عده‌ای، سحر را خواب بمانند. بنابراین بعضی از مؤمنان با گرفتن حلب خالی در یک دست و چوب در دست دیگر با چوب روی حلب می‌کوبیدند و با فریاد «سحر برخیز»، «سحر برخیز که صبح صادق آمد» مردم را برای خوردن سحر و روزه گرفتن از خواب بیدار می‌کردند و اگر همسایه‌ای چراغ، لمپا (چراغ گردسوز) یا فانوس همسایه را خاموش می‌دید بلافاصله بر در خانه می‌کوبید و او را از رسیدن سحر، آگاه می‌کرد.