اقتصاد مقاومتی؛ تولید - اشتغال | پنج‌شنبه، ۲۳ آذر ۱۳۹۶

آیین نوروزى ‌خوانى - نمایش محتوای نوروز

 

 

نمایشگر دسته ای مطالب

آیین نوروزى ‌خوانى

آیین نوروزى ‌خوانى

نوروزى خوانى يکى از مراسم مربوط به روزهاى پايانى سال است و جزئى از مراسم استقبال نوروز به‌شمار مى‌رود. نوروزى‌ خوان ‌ها بيشتر از اهالى روستاهاى منطقه 'الموت' و 'طالقان' هستند؛ آنها در دسته‌هاى دو تا چهار نفره، در کوچه و خيابان به‌راه مى‌افتند و با خواندن اشعار کوتاه و بلند، طليعه سال نو را به مردم مژده مى‌دهند و بيت يا دو بيت ديگر را، دو نفر ديگر پاسخ مى‌دهند. ساکنان منازل با شنيدن صداى نوروزى‌خوان‌ها، به استقبال آنها رفته و با دادن پول و شيرينى از آنها پذيرائى مى‌کنند.

نوروزی خوانی‏ یکی از مراسم مربوط به روزهای پایانی سال که در واقع جزیی از مراسم به استقبال نوروز رفتن به شمار می آمد، عبارت بود از؛ سنت نوروزی خواندن. نوروزی خوان ها را به طور عمده جوان هایی تشکیل می دادند که از روستاهای الموت قزوین می آمدند. آنها در دسته های دو تا چهار نفر در شهر به راه می افتادند و شعرهای کوتاه یک بیتی یا دو بیتی را که خود متناسب با نوروز و سال نو و آرزوی نیکبختی در سال نو سروده بودند، به صورت آهنگین اجرا می کردند.

به طور معمول یک یا دو نفر بیتی را می خواندند و بیت یا دو بیت دیگررا دو نفر دیگر پاسخ می گفت گاهی بعضی از این دسته ها، رویدادهای مهم سال را هم در سروده های خود می گنجانیدند و از آنها یاد می کردند. چنان که در سال ۱۳۳۰ خورشیدی که هنوز این سنت برپا بود، برخی از نوروزی خوان ها، جریان ملی شدن صنعت نفت را در سروده های خود گنجانیده بودند.‏ ساکنان هر منزل، با شنیدن صدای نوروزی خوان ها با علاقه، هر یک بشقابی از شیرینی هایی را که برای نوروز تهیه کرده بودند، همراه با پول به نوروزی خوان ها هدیه می دادند و این کار را خوش شگون می دانستند.‏ حضور "کوسه گلین" با جامه سرخ و کلاه بوقی و چهره ی سیاه کرده و زنگوله به پا، دست افشان و پایکوبان و ترانه خوان نمود دیگری از مراسم نوروز قزوین بود.‏

در قزوین نیز مانند برخی دیگر از شهرهای ایران، از چند روز به نوروز مانده، تا بعد از سیزده نوروز، گروهی از درویشان برنامه ای اجرا می کردند و مراسمی برپا می داشتند که از لطف خاصی برخوردار بود. این درویش ها به طور معمول، چند مترپارچه را به صورت چادر کوچکی در می آوردند و در کنار در ورودی خانه افراد ناشناس، اعیان و تاجران برپا می کردند و درون آن سبزه، نارنج و گلآب پاش و مقداری نقل قرار می دادند و در حالی که کشکول و تبرزین به دست داشتند، در کنار خانه به انتظار می نشستند و گاه گاه با گفتن "هو"، "یا علی" و خواندن اشعاری در مدح مولا علی(ع) و سرودهایی درباره ی بهار و نوروز؛ چون: عید آمد و عید آمد، ماه فروردین آمد، توجه همگان را به خود جلب می کردند.‏

صاحبخانه در هنگام ناهار یا شام برای آنها سینی غذا می فرستاد و سپس با دادن پول و شیرینی، رضایتشان را جلب می کرد. اگر میزان پول و شیرینی به نظر درویش با امکانات صاحبخانه مناسبت نداشت، درویش چادر را برنمی داشت و درخانه را ترک نمی گفت و با صدای بلند، اشعاری می خواند تا صاحبخانه را به دادن عیدی مطلوب وادار سازد: "مادرویشیم، سفیدریشیم، تانستانیم، رد نمی شیم"؛ ولی اگر هدیه ای که به او داده بودند مناسب بود، چادر را برداشته و به مقابل خانه شخص دیگری می رفت.

اگر درویش شب را در برابر خانه سر می کرد، فانوس کوچکی می افروخت و شب را به صبح می رسانید.‏ مردم، مقدم این درویشان را خوش شگون می دانستند و می کوشیدند تا آنها را راضی از مقابل خانه ی خود روانه کنند و معتقد بودند که با این کار،سالی پر برکت و خوش و به دور از نامرادی در پیش خواهند داشت.‏ ‏"بهترین موقع گدایی درویشان، ایام عید نوروز است؛ زیرا که دراین موقع، صدقه و احسان مانند سیل جاری می شود و هر عابدی به امید این که در سال نو،خوشبخت شود، چیزی به گدایان یا درویش می دهد...."

در یادداشت های سال ۱۳۳۲ هـ.ق عین السلطنه در شرح مراسم نوروز و مقدمات آن در شهر قزوین، درباره ی درویش های نوروزی چنین آمده است:‏ ‏"... از ده روز به عید مانده درویش با قبض ممهور ممالک، دم خانه ی آدم چادر می زند، جو و گندم سبز می کند، بوق منشا پوست تخت آویزان می کند. هر دقیقه آدم بیرون می رود یا داخل می شود، صدای حق دوست، یا علی مدد، بیدار علی باش می شنود. بچه های آن خانه واهمه می کنند و هر کدام شیطانی کرده باشند یا بکنند مادر بچه می گوید تو را باید داد این گل مولا که روغنت را گرفته، طلا درست کند و تا چیزی از شیطنت آن طفل آسوده هستند. اگر عیدی گل مولا دیر بر شد، شب صدای بوق را بلند می کند... و صاحبخانه به هر نحو هست، باید تدارک وجهی کند، گل مولا را صبح زود حرکت بدهد."



نوا و نمای نوروزی