رونق تولید ملی | یک‌شنبه، ۳ شهریور ۱۳۹۸

جون بن حوی - نمایش محتوای تولیدات ویژه

 

 

جون بن حوی

Loading the player...

جون بن حوی

Jon ibn Hoy

جون بن حوي غلام ابوذر غفاري بود و بعد از درگذشت ابوذر، هميشه ملازم اهل بيت(ع) بود. نخست با امام حسن(ع) و بعد با حسين(ع) و در سفر آن حضرت از مدينه به مکه و عراق همراه او بود.چون درگيري لشگر عمر بن سعد با لشگر سيدالشهداء‌(ع) شروع شد، جون در مقابل حسين(ع) ايستاد و اجازه قتال خواست، امام فرمود: تو آزادي، پس خودت را گرفتار مکن.

جون به پاهاي امام حسين‌(ع) افتاد و آنها را بوسيد و گفت: اي پسر رسول خدا! انصاف است من در روزگار صلح ریزه خوار شما باشم و در سختي شما را تنها بگذارم؟ درست است بدنم بدبو، جسمم پست و رنگم سياه است عنايتي بفرما تا بدنم خوشبو، جسمم شريف و رنگم سفيد شود، به خدا قسم از شما جدا نمي‌شوم تا اين خون سياه، با خونهاي شما در آميزد.

پس حسين(ع) به او اذن داد او به ميدان رفت در حالي که رجز مي خواند و مي‌گفت: فاجران چگونه خواهند ديد شجاعت و شهامت فرد سياهي را که همراه با شمشير و تير و کمان محکم از آل پيامبر (صلي الله عليه و آله و سلم) دفاع مي کند.

او کارزار سختي کرد تا اين که به فيض شهادت نائل آمد. محمد بن ابيطالب گفته است پس از شهادت او، حسين(عليه السلام) در بالين سر او ايستاد و رو به درگاه الهي عرض کرد: بارالها! رويش را سفيد، بويش را عطر آگين و او را با ابرار محشور فرما و رابطه او را با محمد و آلش برقرار کن. علماي ما از امام باقر(ع) نقل کرده‌اند که: چون بني اسد به ميدان آمدند تا کشته ها را دفن کنند، پس از چند روز جون را يافتند که بوي مشک او فضا را پر کرده بود.