رونق تولید ملی | سه‌شنبه، ۱ مرداد ۱۳۹۸

شهید حاج حسن حسین زاده موحد - نمایش محتوای تولیدات ویژه

 

 

شهید حاج حسن حسین زاده موحد

Loading the player...

دانلود

حاج حسن حسین‎زاده، در سوم فروردین ماه سال ۱۳۳۱ در خانواده‎ای مذهبی و مبارز و در محلۀ امام‎زاده یحیی (نزدیک خیابان ۱۵خرداد فعلی و بوذرجمهری سابق) متولد شد. پدرش، مرحوم محمدمهدی حسین‎زاده موحد از شاگردان حاج آقا مرتضی زاهد (استاد اخلاق و عرفان) و آیت‎الله سید ابوالقاسم کاشانی (رهبر سیاسی و معنوی مردم ایران در دهه‎های بیست و سی) بود. مرحوم حاج‎آقا مهدی حسین‎زاده از معتمدین گروه‎های سیاسی مذهبی و رابط و پیک خاص آیت‎الله کاشانی بین ایشان و امام خمینی (ره) بود، و همچنین بین آیت‎الله کاشانی و رهبران و نخستین شهدای فدائیان اسلام.
مرحوم حاج‎آقا مهدی حسین‎زاده پس از درگذشت مرحوم آیت‎الله بروجردی برای پیروی از مرجع تقلید از آیت‎الله کاشانی سوال می‎کنند و ایشان در پاسخ امام  را با عنوان «حاج‎آقا روح‎الله» معرفی می‎کنند. با این معرفی آیت‎الله کاشانی، حاج‎آقا مهدی از نخستین مقلدان اجتهاد و مرجعیت امام خمینی شد. به‎همین خاطر حاج‎آقا مهدی حسین‎زاده که پیش از شهرت امام به عنوان رهبر معنوی و سیاسی مسلمانان، شناختی قدیمی نسبت به امام خمینی داشت فرزندانش را از کودکی با فرهنگ امام خمینی آشنا کرده بود. او همچنین برای آشنایی با فرهنگ مبارزه و شهادت، پسران خود را در همان کودکی پنج‎شنبۀ هرهفته با خود به زیارت مزار شهیدان فدائیان اسلام در مسگرآباد می‎برد. موضوعی که با شهادت گروه بعدی شهدای موتلفه به زیارت مزار آنان نیز انجامید.
حاج‎حسن حسین‎زاده و برادرانش پیش از آغاز علنی نهضت امام خمینی چندباری در کودکی و هنگام تشرف پدر به خدمت امام خمینی در قم و در امام‎زاده قاسم تهران، امام را دیده بودند و به این مرد بزرگ تاریخ جهاد و مبارزه دل‎بسته بودند. اینگونه بود که حاج‎حسن همراه اعضای خانواده مبارزات سیاسی خود را از نوجوانی و از سیزده سالگی آغاز کرده بود و نخستین دستگیری او در ۱۵سالگی هنگام پخش اعلامیۀ امام خمینی در امجدیه اتفاق افتاده بود. 
حسن حسین‎زاده تا پیروزی انقلاب اسلامی در سال ۵۷ که همراه با برادر مبارزش (محمد حسین زاده موحد) بالاخره از زندان آزاد شد، نزدیک به ۹ سال غیرپیوسته را در زندان و بازجویی و شکنجه گذراند. زندان قصر، زندان قزلقلعه، زندان کمیته مشترک و زندان جمشیدیه زندان‎هایی بودند که هرکدام مدتی میزبان این مرد مبارز بودند.
حسن حسین‎زاده، این به قول گزارش محرمانه ساواک «جوان خودسر و متعصب» و به قول مهندس بازرگان «جوان معقول و خیلی مقدس و محجوب» در ابتدای مبارزه از شاگردان و دوست‎داران آیت‎الله شهید سعیدی بود. پس از شهادت ایشان با جمعی از جوانان مبارز به منزل علما و ائمۀ جماعات مساجد محدودۀ خیابان ۱۷شهریور می‎رفت تا آنان را متقاعد به برگزاری مراسم ختمی برای شهید سعیدی کند. از جمله در مسجد مهدوی، مسجد لرزاده، مسجد خیابان صفاری و.... وی با همراهی دوستانش همچنین به انتشار آگهی‎ها همراه با عکس این شهید و دعوت از سخنرانان انقلابی برای پرشور شدن این برنامه‎ها اقدام کرد.
سال‎های زندان را به یادگیری علوم حوزوی و اسلامی نزد مجتهدان و اساتید برجستۀ حوزه که در آن دوران در زندان ستمشاهی به سر می‎بردند ( مثل «آیت‎الله طالقانی»، «آیت‎الله ربانی‎شیرازی»، «آیت‎الله شهید حقانی»، «آیت‎الله انواری» و...) گذراند. او در ایام آزادی به فعالیت‎های سیاسی و مذهبی در قالب برگزاری جلسات و هیئات با انقلابیون می‎پرداخت. هیئتی که خود حاج حسن و برادرش تشکیل داده بودند و به طور هفتگی در شب‎های جمعه برگزار می‎شد «انصار المهدی» نام داشت. 
هیئتی در محدودۀ میدان خراسان و خیابان ۱۷شهریور کنونی تهران که با تفسیر قرآن و ترویج معارف اهل بیت (علیهم السلام) و همچنین فعالیت‎های سیاسی و اعتقادی همراه بود و بسیاری از روحانیان انقلابی آن‎زمان در دهه‎های مختلف به آن دعوت می‎شدند. از جمله رهبر عزیز انقلاب «حضرت آیت‎الله خامنه‎ای» که در یکی از دهه‎ها به موضوع «مرگ، زندگی و شهادت» پرداخت و در دهه‎ای دیگر به موضوع حساسیت‎برانگیز «استعمار». گفتنی‎ست شهید مظلوم «امیر مراد نانکلی» نیز از اعضای ثابت این هیئت جوان و کوچک بود که سال ۱۳۵۳ زیر شکنجۀ ساواک در کمیتۀ مشترک به شهادت رسید.
همزمان با پیروزی انقلاب اسلامی حاج حسن حسین‎زاده به فعالیت‎های فرهنگی و اسلامی روی‎آورد، فعالیت‎هایی که تا واپسین روزهای حیاتش ادامه پیدا کرد. وی با آغاز جنگ تحمیلی دولت بعثی عراق و پشتیبانی دیگر کشورهای فاسد علیه ایران، داوطلبانه عازم جبهه‎های جنگ شد. او با حضور در بخش فرهنگی و عقیدتی لشکر ۲۷ محمد رسول‌الله (ص) به عنوان استاد و مربی عقیدتی، کرسی اخلاق را در دوکوهه، محور کرخه،  محور کارون و به‎ویژه محور فاو تشکیل داد. 
رزمندگان اسلام در این کلاس‎ها که در سنگرهای مختلف برگزار می‎شد، در کنار جلسۀ اخلاق از جلسات آموزش عقائد و معارف اسلامی حاج‎حسن حسین‎زاده بهره‎مند می‎شدند. تا اینکه سرانجام در دی‎ماه ۱۳۶۵ و در عملیات تاریخی، مهم و افتخارآفرین «کربلای ۵» در خط مقدم با گلولۀ نیروهای عراقی مجروح و سپس به اسارت ارتش عراق درآمد و راهی «اردوگاه ۱۱ تکریت» شد، اما کسی از این اسارت مطلع نشد. بعضی از شاهدان ماجرا او را غرق در خون، افتاده بر زمین و در حال مطالعۀ قرآن جیبی‎اش گزارش کرده بودند و بعضی اذعان بر شهادت او داشتند. 
از آنجا که در زمان عملیات، همرزمان حاج‎حسن به خاطر شدت حملات دشمن نتوانسته بودند پیکر او را به عقب برگردانند و از آنجا که پس از اسارت او در اردوگاه‎های مخفی صدام (که به صلیب سرخ و دیگر نهادها گزارش نمی‎شد) اسارت خود را می‎گذارند، امر بر همگان مشتبه شد و به جای اسارت، خبر شهادت او به تهران رسید. بیش از چهار سال مراسم یادبود برای حسن حسین‎زاده به عنوان «شهید مفقود الاثر» برگزار شد و قبری نمادین هم در قطعۀ ۲۴ بهشت زهرا و در کنار مزار شوهرخواهر شهیدش (شهید محمد کچویی)  به او اختصاص پیدا کرد. این مجالس یادبود اغلب با یادبود شهید کچویی به عنوان مراسم دو شهید یک خانواده برگزار می‎شد.
از آن‎سو در اردوگاه‎های صدام، حاج‎‎حسن حسین‎زاده موحد علی‎رغم وضعیت وخیم جسمانی و جراحاتی که برداشته بود سلوک مذهبی و کار فرهنگی خود را تعطیل نکرده بود و همچنان محل رجوع بسیاری از اسرا، مخصوصا برای موضوعات دینی و مذهبی بود. بسیاری از آزادگان اردوگاه ۱۱تکریت برای حفظ سوره‎های قرآن و یا یادگیری ادعیه و زیارات، مخصوصاً زیارت عاشورا به حاج‎حسن که به نوعی قرآن و مفاتیح سیّار و گویای آنجا بود مراجعه می‎کردند.
سرانجام دو سال پس از پایان جنگ تحمیلی در سال ۱۳۶۹ حاج حسن حسین‎زاده موحد، مبارز خستگی‎ناپذیر، با پیکری تکیده، نحیف و مجروح و در کمال ناباوری خانواده و دوستانش آزاد شد و به خانه برگشت. به گواهی خانواده و دوستانش پیش از اسارت حدوداً هفتاد و چند کیلو بود و پس از آن نزدیک به سی و چند کیلو. 
در ایام اسارت به خاطر صدمات ناشی از جراحت گلوله در کمر و شکنجه و وضع هولناک اردوگاه‎های عراق، هردو پای حسن حسین‎زاده خشک شده و بسیاری از اعضای دیگر پیکر او از جمله کلیه، دندان‎ها، ریه و... آسیب جدی دیده بود. پس از آزادی با چندین ماه بستری‎شدن در بیمارستان تهران و تحت عمل و مداوا قرارگرفتن، فقط یکی از پاهای این جانباز سرافراز تا حدودی بهبود پیدا کرد.
حسن حسین‎زاده موحد پس از ترخیص از بیمارستان تا واپسین روزهای زندگی دنیایی، فعالیت‎های فرهنگی و مذهبی خود را ادامه داد که جدا ازجلسات ماهانۀ جامعۀ کبیره در منزل، شامل جلسات دیگری در سراسر کشور می‎شد. از فعالیت‎های فرهنگی شاخص او تشکیل گروه راهپیمایی و پیاده‎روی از تهران تا مرز خسروی (در زمان بسته بودن راه کربلا) و برپایی مراسم دعای عرفه همراه با آزادۀ سرافراز و روحانی پاک‎باز جاودان‎یاد حجه‎الاسلام  سیدعلی‎اکبر ابوترابی بود. او در تمام این سال‎ها هیچ‎گاه زندگی ساده زیستانه و مشی انقلابی خود را کنار نگذاشت. 
او در این ایام اهتمام به درک محضر و یا جلسه اخلاق علما و عرفای بزرگ روزگار از جمله آیات عظام مرحوم انصاری شیرازی، مرحوم شب‎زنده‎دار، مرحوم حاج‎آقا مجتبی تهرانی، و حضرات آیات ضیاءآبادی، فاضلیان، ناصری، جوادی ‎آملی، حسن‎زاده آملی و دیگر بزرگان را داشت.  از سال ۵۴ در زندان تا سال‎های آخر عمر بیشتر روزهای عمر خود را به روزه سپری کرد و لب از قرائت روزانۀ سوره‎های قرآن کریم، زیارات و مناجات‎های نقل شده از ائمه معصومین (علیهم السلام) نبست. 
به جز سوره‎های قرآن کریم حجم بالایی از مناجات‎ها و زیارات و همچنین خطبه‎های امیرمومنان علی (علیه السلام) را از حفظ داشت و این‎ها همه گوشه‎ای از زندگی مجاهدانه و حالات عارفانه او بود.جاودان‎یاد حاج حسن حسین زاده موحد، عارف مجاهد، پیشکسوت جهاد و مبارزۀ دوران انقلاب اسلامی و آزاده سرافراز و جانباز دوران دفاع مقدس در سن ۶۳سالگی و در سحر آخرین روز سال ۱۳۹۴ به یاران شهیدش پیوست.