جهش تولید | پنج‌شنبه، ۶ آذر ۱۳۹۹

شهید حسین سرباز میزوجی - نمایش محتوای تولیدات ویژه

 

 

شهید حسین سرباز میزوجی

Loading the player...

دانلود

شهید حسین سرباز میزوجی

Martyr Hussein sarbaz Mizoji

این شهید بزرگوار در روز بیست و پنجم بهمن ماه سال ۱۳۴۳، در شهر قزوین به دنیا آمد. پدرش نجاتعلی، جهادگر بود و مادرش زهرا نام داشت. تا پایان دوره راهنمایی درس خواند. کارگری می‌کرد که از سوی یگان بسیج استان در جبهه حضور یافت. در روز چهارم دی ماه سال ۱۳۶۵، در ام‌الرصاص عراق به شهادت رسید. پیکرش مدت‌ها در منطقه برجا ماند و سال ۱۳۷۶ پس از تفحص در گلزار شهدای زادگاهش به خاک سپرده شد.

فرازهایی بر وصیت نامه شهید بزرگوار: بسمِ اللّه الرّحمنِ الرّحیم. اِنّا لِلّه و اِنّا اِلَیه راجِعُونَ. اَشْهَد اَنْ لا اله الاّ اَللّه و اَشْهَد اَنّ مُحمّدا رَسول اللّه وَ اَشْهَد اَنّ امیر المومِنین علیاً ولى اللّه. شهادت مى‏دهم که مردن حق و زنده شدن بعد از مرگ حق و بهشت و جهنم حق است. با حمد و ثناى خداوند متعال، و با سلام بر ولى عصر امام زمان(عج) و نایب برحقش، امام امت خمینى کبیر. و با درود و سلام بر شهدا، اسرا، جانبازان، رزمندگان و خانواده‏هاى صبور و مقاومشان و سلام بر امت شهیدپرور، و پدر و مادر گرامیم.

پروردگارا! چگونه توانم شکر نعماتت را به جاى آورم، آیا اگر من هم مانند ملایکه دایم در رکوع و سجود و یا قیام و تسبیح تو باشم، شکرت را به جاى آورده‏ام و یا خیر؟ کار من باید بالاتر از این‏ها باشد و تا اینکه این تکلیف را به انجام برسانم؟. ولى خدایا! تو خود فرموده‏اى که من انسان هر قدر هم سعى و کوشش کنم، شکر هیچ یک از نعماتت را به جاى نتوانم آورد.

ولى پروردگارا! در این امر برایم راهى مقرر داشتى که با انجام آن لااقل رفع تکلیف را من انجام دهم رسول فرستادى و به وسیله آن براى ما انسانها نامه دادى (قرآن مجید) و در آن تمامى مسایلى را که برایم لازم بود، گفتى. ولى افسوس ما انسانها در خواب غفلت فرو رفته‏ایم و هر روز براین غفلت افزوده‏ایم. در این جا خدایا از تو مى‏خواهم که پرده‏هاى غفلت را از چشم و گوش ما کنار بزنى انشاءاللّه.

حرفى دارم با کسانى که به جبهه رفته و ترک آن نموده و یا مانع شدند افراد دیگرى به جبهه روند و یا اینکه با توجیهات شیطانى و عذر تراشیهاى بى‏مورد در غفلت فرو رفتند و در خانه‏هاى خود ماندند، و از این دنیاى فانى و آنچه در آن است، دل نکندند. آیا مگر خداوند در قرآن نفرموده شیطان دشمن شماست؟ و مگر شیطان هم قسم یاد نکرده که از همه طرف براى گمراه کردن انسان به او حمله خواهد کرد؟ پس چرا با این دشمن بزرگ به مبارزه برنمى‏خیزیم؟ و هر روز بر این حجاب غفلت، حجابى دیگر مى‏کشیم؟ بیایید چشمها را باز کنیم و کمى هم فکر کنیم.

بیایید به این جوانهاى پانزده، شانزده ساله بنگریم که در جبهه به سر مى‏برند و خجالت بکشیم. اینان با وجود سن کمى که دارند، خدا شاهد است که در این جبهه‏ها درس‏ها گرفته‏اند و درسها مى‏دهند. مى‏دانم قسم بخورم که هیچ گناهى هم مرتکب نشده‏اند ، امّا وقتى سر به سجده مى‏گذارند اشکها ریخته و ناله‏ها سر مى‏دهند. آرى، او فهمیده است که براى چه گریه مى‏کند و اشک مى‏ریزد. او خدا را شناخته است و از قیامت هراس دارد، از روزى مى‏ترسد که همه از هم فرار مى‏کنند. ولى ما با وجود گناهان سنگینى که داریم نه تنها در فکر نیستیم، بلکه هر روز معصیتى بر آن اضافه مى‏کنیم.

و اگر همین جوانهاى به جبهه رفته به شهر بازگردند، به آنان به چشم حقارت نظاره مى‏کنیم. تواضع و فروتنى، اخلاص و اخلاق نیکویش را که خداوند به او مرحمت فرموده، حقارت او مى‏دانیم، در صورتى که این طور نیست که عده‏اى فکر مى‏کنند. در این جا از خداوند مى‏خواهم کور کند چشمهایى که به این بسیجى‏ها و پاسداران اسلام به چشم حقارت مى‏نگرند. بیایید به قرآن رجوع کرده و بعد در آن تأمل نموده فکر کنیم.

به قول حضرت على(ع): ببینیم که از کجا آمده‏ایم، در کجا هستیم و به کجا خواهیم رفت؟ آن وقت است که تمامى جوابها را خواهیم یافت. در اینجا چند آیه از قرآن مجید را درمورد ترک جهاد که خداوند آن را از علایم منافقین و فاسقان و بدکاران دانسته بیان مى‏کنم، امید است که با تذکر این آیات جرقه‏اى ایجاد شده و از خواب غفلت بیدار شویم انشاءاللّه.

آن کسانى که از حکم جهاد سرباز مى‏زنند، خداوند فرموده : «کسانى که ایمان آورده‏اید، جهاد چیست که چون به شما امر شود که براى جهاد در راه دین بى‏درنگ خارج شوید، به خاک زمین سخت دل بسته‏اید؛ آیا راضى به زندگانى دنیا، عوض حیات ابدى آخرت شده‏اید؟ در صورتى که متاع دنیا در مقابل عالم آخرت بسیار اندک و ناچیز است و بدانید که اگر در راه دین خدا براى جهاد بیرون نشوید، ذلیل و خوار شده و خدا شما را به عذابى دردناک معذب خواهد کرد و قومى دیگر براى جهاد به جاى شما مى‏گمارد، شما به خدا زیانى نرسانده‏اید بلکه خود را زیانکار ابدى کرده‏اید، و خداوند بر هر چیز تواناست.» توبه:۳۹-۳۸

در جاى دیگر در مورد همین کسانى که به جبهه و جهاد نمى‏روند و از این کار خوشحالند و دیگران را نیز منع از رفتن به جهاد مى‏کنند، قرآن مجید فرموده : «آنهایى که خوشحالند که از حکم جهاد در رکاب خدا تخلف کرده‏اند و مجاهده به مال و جانشان در راه خدا بر آنها سخت ناگوار بوده و مؤمنان را هم از جهاد منع مى‏کنند و به آنان مى‏گفتند: در این هواى سوزان از وطن خود بیرون نروید؛ به آنان بگو که آتش دوزخ بسیار سوزاننده‏تر از این هدایت اگر مى‏فهمیدند باید خنده کم و گریه بسیار کنند که به مجازات سخت اعمال خود خواهند رسید.» توبه:۸۲-۸۱

باز آیه‏اى دیگر در مورد کسانى که راضیند در خانه خود نشسته و به جهاد نروند و برعکس کسانى که با مالها و جانشان در راه خدا جهاد مى‏کنند، خداى متعال فرموده: «اینان بدان راضى بودند که با زنان و کودکان خود در خانه بنشینند و به جهاد حاضر نشوند. دلهاى آنان نقش کفر و ظلمت گرفت تا دیگر هیچ درک حقایق ننمودند، امّا رسول و مومنان از اصحابش به مال و جانشان در راه خدا جهاد کردند. همه خیرات و نیکوییها مخصوص آنهاست و هم اینان سعادتمندان دو عالمند»: توبه: ۸۸-۸۷

آیه‏اى دیگر در مورد کسانى که وقتى سپاه اسلام از جنگ فاتح و سالم باز مى‏گردد و آنان براى رهایى بهانه‏هاى بى‏جا مى‏آورند، خداوند در قرآن مجید فرموده: «وقتى که شما از جنگ فاتح و سالم به سوى آنان بازمى‏گردید آنان به عذرهاى بى‏جا مى‏پردازند و از تخلف خود پشیمان شده‏اند، به آنها توضیح ده که گفتار کوته کنید که ما هرگز به این عذر تراشیها تصدیق شما نکنیم و خدا حقیقت مال شما را بر ما روشن گردانید و به زودى خدا و رسولش کردار و نفاق شما را به دیده‏ها آشکار مى‏سازند، آنگاه به سوى خدایى که داناى غیب و شهود است باز مى‏گردید تا شما را به کیفر کردارتان برساند.»

و در آیه‏اى دیگر فرمود: آن مردم منافق براى اینکه شما از آنها راضى شوید قسمها یاد مى‏کنند، پس اگر شما از آنان راضى شوید، خدا هرگز از آن گروه فاسق راضى نخواهد شد:توبه:۹۶ آرى و چون خداوند اینان را منافق و فاسق و بدکار مى‏داند در آیه‏اى به رسولش مى‏فرماید که: «دیگر هرگز به نماز میت آن منافقان حاضر مشو و بر جنازه آنها به دعا نایستید که آنها به خدا و رسولش کافر شدند و درحال فسق و بدکارى مردند.»: توبه: ۸۴

آرى، امید است با این آیاتى که بیان شد، در ما جرقه‏اى حاصل شده باشد و با بیشتر خواندن قرآن بیشتر به حقایق پى ببریم و توبه کنیم. از گذشته‏ها و ناامید از رحمت خداوند نشویم، چون خود اوست که راه توبه را براى ما باز گذاشته و در سوره‏اى که همین آیات بیان شده فرموده: «آیا مومنان هنوز نداسته‏اند که محققا خدا توبه بندگان را مى‏پذیرد و خدا صدقه آنها را قبول مى‏کند، و البته خدا بسیار از تائبان، توبه پذیر و برخلق مهربان است»

و امّا دلیل رفتن خودم به جبهه: این راه بهترین راه براى رسیدن به خدا و آمرزش گناهانم و جلب رضاى حق مى‏باشد که طبق آیاتى که صریحا در قرآن آماده دلیل این مدعاست. حرفى چند با پدر و مادر گرامیم: امیدوارم خداوند شما را صابر بیابد. از اینکه در این راه کشته مى‏شوم شکرگزار باشید؛ باشد که با این عملتان خدا را خشنود کنید. بنده امانتى نزد شما بیش نبودم و اجر شما را خداوند خواهد داد، انشااله. در ضمن سفارشى هم دارم براى برادرم رحیم و بچه‏هاى مسجد:

برادر جان! نمازت را با توجه به جاى آر؛ در خواندن قرآن کوتاهى مکن، چون این شماها هستید امید آینده اسلام و انقلاب، وانشااله که جزو سربازان امام زمان(عج) باشید. این راه سختى‏هاى بسیار دارد باید مشکلات را تحمّل کرد و با بردبارى و توکلى بر خدا بر آن فائق آیید؛ در کمک به به پدر و مادر و دیگران کوتاهى نکنید که اجر آن با خداست.

در آخر از تمام کسانى که از من بدى دیده‏اند، مرا ببخشیده و عفوم فرمایند. از پدر و مادر، برادران و خواهران، دوستان و آشنایان، خویشن، بستگان و همسایگان طلب رضایت کرده مرا ببخشند. این را که مى‏گویم فقط یک گفته تنها و یا نوشته نیست، بلکه از اعماق وجودم مى‏گویم: پشتیبان این رهبر عزیز باشید: این اسوه‏اى که ما را از لجن‏زار دنیا و آتش آخرت نجات داد، نگذارید خداى ناکرده قلب نازینش از شما ناراحت شود، همیشه از خدا بخواهید که از عمر همگى ما بکاهد و به عمر پربرکتش بیفزاید انشااله.

خدایا، خدایا! تا انقلاب مهدى خمینى را نگهدار. فرزند شما حسین سرباز میزوجى و اما وصیتی دارم در مورد دفن کردنم اگر جسدم را برایتان آوردند و اگر مفقود الاثر شدم ناراحت نباشید بدانید که مولایم حسین دفنم خواهد کرد یک پارچه ای داخل کمدم گذاشته ام که بر آن دعای شریف مجیر نوشته شده آن را همراه جسدم دفن کنید و در ضمن مستحبات دفن را نیز به جای آورید. و مجالسی را که برگزار می کنید سعی کنید که مزاحم دیگران نباشد. حسین سرباز میزوجی