رونق تولید ملی | چهارشنبه، ۲۶ تیر ۱۳۹۸

شهید مصطفی رزاق پور - نمایش محتوای تولیدات ویژه

 

 

شهید مصطفی رزاق پور

این شهید بزرگوار در روز بیستم بهمن ۱۳۴۲، در شهر قزوین به دنیا آمد. پدرش یوسف، یراق فروش بود و مادرش مولود نام داشت. تا پایان دوره راهنمایی درس خواند. سال ۱۳۶۱ ازدواج کرد. به عنوان پاسدار در جبهه حضور یافت. ششم آبان ۱۳۶۲، در محور بانه - مریوان توسط نیروهای عراقی بر اثر اصابت ترکش به سر، شهید شد. مزار او در گلزار شهدای زادگاهش واقع است.
فرازی بر وصیت نامه شهید بزرگوار: شهادت مى‌دهم به خداى یگانه که محمد (ص) فرستاده اوست و على (ع) و یازده فرزندش ولى روى زمین هستند و امام زمان (عج) جهت نجات دهنده مستضعفین و کوبنده مستکبرین و ظالمین و منافقین روى زمین است و شهادت مى‌دهم، امام خمینى، جلوه روح خداست و او ولى من و من مقلد و یاور او هستم. در حالى این وصیت نامه را مى‌نویسم، مى‌دانى و مى‌دانم، اى خداى بزرگ! چه روزها و شبهایی بر من گذشت که اگر مهر و محبت تو نبود معلوم نبود، به کدامیک از دره‌های دنیایی افتاده بودم. معبودا! اى مهربان چه روزها و شبهایى را سپرى کردم که اگر زنگ خطر تو نبود، به گناه های بزرگ و کثیف کشیده شده بودم. اى پروردگارا! چه سختى‌ها بر من گذشت که اگر به یاد تو نبودم و به امید گذشت تو اى خدا دل نبسته بودم، شیطان و انس و جن بر من غلبه کرده بود. به امید تو و یاریت من را از این افکار شیطانى نجات داده و راهت را بر من نمایان کردى.
پروردگارا! خجالت مى‌کشم که چه دارم در برابر خوبیها و مهربانیها به تو تقدیم کنم. مى‌گویند، بهترین چیزها در نزد انسان جان اوست، اما مى‌دانم که جان را هم تو دادى، اى مهربان! البته به امانت. اى خداى مهربان از تو مى‌خواهم این اجازه و قدرت و توفیق را به من بدهى که این جان ناقابل را در راه تو فدا کنم اى پروردگار. سخنى با پدر و مادر عزیزم دارم: خوب مى‌دانم که آن حقى را که خداوند نسبت به پدر و مادر بر گردن من گذاشته است، ادا نکردم، حلالم کنید که شما حقتان را ادا کردید و من را با شیر پاکتان به این مرحله رساندید و این امانت را به صاحبش هدیه کردید. اگر چه مى‌دانم، داغ جوان سخت است. در شهادتم نمى‌گویم گریه نکنید ولى اگر خواستید گریه کنید به یاد زینب کبرى (س) افتاده که داغ بسیارى در کربلا تحمل نمود و خدا را شکر کرد. شما هم همچون معلم بزرگ، زینب (س) باشید و دشمن را خوشحال نکنید. اگر خواستید، گریه کنید و مجلسى بگیرید، براى على اکبر حسین (ع) و مظلومیت حسین (ع) گریه کنید.
از شما مادر عزیزم و تمامى فامیلها که مرا دوست دارند، مى‌خواهم راه مرا ادامه دهند. که این همان راه ولایت فقیه و راه الله است و سعى کنید، در مجالس عمومى مثل نماز جمعه و غیره شرکت کنید. باشد تا این راه مایه هدایت دیگران شود، انشاالله. وصیتى با برادران پاسدار: اى برادران عزیز سعى کنید، حرمت پاسدار را آن طور که امام مى‌فرمایند، حفظ کنید. مى‌دانیم که سپاهى مظلوم بوده است چون همیشه مواجه با کینه منافقان و بعضى وقتها ناآگاهانه با زخم زبان دوستان بوده، اما بدانید که فرمانده شما امام زمان (عج) هست. بالاخره، خواهد آمد و شما دور از همه این حرفها سعى کنید، سرباز واقعى او باشید. با شکست و پیروزى ضعف و غرور شما را نگیرد و بدانید، اسلام پیروز است.
تلاش کنید آنگونه که شهداى سپاه بودند باشید و جاى خالى آنها را پر کنید. از شخصیتها فرار نکنید که بدانید خداوند آزمایش مى‌کند و همان طورى که در قرآن مى‌فرماید: أَحَسِبَ النَّاسُ أَن یُتْرَکُوا أَن یَقُولُوا آمَنَّا وَهُمْ لَا یُفْتَنُونَ( عنکبوت آیه : ۲ ) آیا پنداشتید مردمان که واگذاشته مى‌شوند که بگویند ایمان آورده‌ایم ولى ایشان امتحان کرده نشوند. در آخر برادران عزیز و امت حزب الله! بیدار باشید که کعبه اول شما را گرفتند و بجنبید که دارند کعبه دوم شما را هم مى‌گیرند. به قدرت خدا و یارى امام زمان (عج) بلند شوید تا قبله مسلمین و قبر پیغمبر (ص) و قبرستان بقیع را از دست این جنایتکاران غرب و شرق بگیرند تا دیر نشده است. والسلام . ۲۵/۶/۶۲. بنده حقیر خدا مصطفى رزاق پور