رونق تولید ملی | چهارشنبه، ۱ خرداد ۱۳۹۸

علل و عوامل پيروزي انقلاب اسلامي - نمایش محتوای دهه فجر

 

 

علل و عوامل پيروزي انقلاب اسلامي

عوامل پيروزي انقلاب بر چهار قسم است: 
1 ـ فردي (نقش رهبري) 
2 ـ اقتصادي 
3 ـ فرهنگي 
4 ـ سياسي
1 ـ فردي (نقش رهبري)
بيشتر عوامل صاحب نظران بر اهميت اين عامل در سرنوشت نهايي انقلاب اسلامي اذعان دارند. و اين همه، به دليل شخصيت والا و نفوذ زياد امام خميني رحمه الله بود. 
در شرايطي كه نارضايتي فرهنگي، اجتماعي، سياسي و اقتصادي تشديد شده بود، امام خميني رحمه الله توانستند مضامين اسلامي همچون شهادت و ايجاد حكومت عادلانه را با مفاهيمي جديد و در چارچوبي نيرومند به مردم عرضه كنند. 
سير تاريخي حركت توده هاي مردم در صحنه سياسي ايران كه با تحريم تنباكو آغاز شده بود با رهبري امام خميني رحمه الله وارد مرحله جديدي شد. جنبه قابل توجه در رهبري امام خميني رحمه الله اين بود كه ايشان خود را با توده هاي مردم يكي مي ساختند و با زبان و اصطلاحات آنان، خواسته هايشان را بيان مي كردند. 
فعاليت هاي سياسي امام راحل رحمه الله از سال 1340 و با درگذشت آيت الله بروجردي مرجع عاليقدر شيعه آغاز شد. به دنبال سخنراني امام بر ضد شاه و اسراييل در 14 خرداد 42 و زنداني شدن ايشان، حادثه 15 خرداد اتفاق افتاد. قيام 15 خرداد را مي توان طليعه انقلاب اسلامي به شمار آورد. در پي آزادي امام راحل رحمه الله در 21 فروردين 43، ايشان ساكت نشدند و به روشن گري هاي خود ادامه دادند. 
تصويب لايحه مصونيت قضايي آمريكاييان (كاپيتولاسيون) امام را به شدت نگران ساخت. ايشان در يك سخنراني بار ديگر امريكا، اسراييل و رژيم شاه را محكوم كردند كه همين امر، موجب دستگيري و سپس تبعيد ايشان به تركيه در 13 آبان 43 شد. 
با روشن شدن نخستين جرقه هاي انقلاب در سال 56، امام خميني رحمه الله با درايت، سازش ناپذيري و قدرت غيرقابل وصف خويش، هدايت اين حركت مردمي را تا سرنگوني رژيم و پيروزي انقلاب به دست گرفتند.
2 ـ عوامل اقتصادي
از بعد اقتصادي، علل بروز و پيروزي انقلاب را مي توان موارد زير دانست: 
21-سوء استفاده هاي مالي وابستگان رژيم: 
گستره سوء استفاده هاي مالي اطرافيان و صاحبان قدرت در دستگاه پهلوي به ميزاني بود كه حتي نزديكان شاه نيز به آن اعتراف كرده اند. به عنوان نمونه بد نيست به بنياد پهلوي اشاره شود. اين بنياد در سال 1336 تأسيس شد. در ظاهر يك سازمان خيريه بود كه از فروش زمين هاي سلطنتي به مستأجرين، هزينه هاي مالي را تأمين و در آمد خود را صرف پيشبرد امور نيازمندان مي كرد. در پشت اين امر، نفوذ بنياد در حيات اقتصادي كشور به حدي گسترش يافت كه از هر نظر به امپراتوري اقتصادي تبديل شد. 
موجودي هاي اين بنياد تا سال 1357 حدود 3 ميليارد دلار بالغ گرديد. بنياد پهلوي، كنترل 80% صنعت سيمان ايران، 70% امور هتل ها و جهانگردي، 62% امور بانكي و بيمه، 40% صنعت پارچه و 35% صنعت موتور را در اختيار گرفته بود.
22 ـ اسراف و ولخرجي
از جمله نارسايي هاي اقتصادي رژيم پهلوي، مسأله اسراف و تبذير در هزينه انجام پروژه ها و برنامه ها و مراسم دربار پهلوي بود. 
مراسم جشن تاج گذاري شاه چنان باشكوه بود كه هيچ يك از تاج هاي خزانه سلطنتي ارزش اين مراسم را نداشت. بنابراين شاه دستور داد كه تاج هايي توسط جواهرسازي «كارتيه» ساخته شود. حدود 3380 قطعه جواهر در تاج شاه و مقدار كمتري نيز در تاج هاي فرح و وليعهد به كار رفته بود. 
اوج اسراف و تبذير رژيم شاه، در جشن هاي 2500 ساله شاهنشاهي متجلي شد. در اين جشن ها، 9 پادشاه، 5 ملكه، 21 نخست وزير و پرنس و تعدادي از رؤساي جمهوري و معاونان آنان از كشورهاي مختلف جهان حضور داشتند. تهيه غذاي مراسم به عهده رستوران «ماكسيم» گذاشته شده بود انبوه خاويار و ديگر غذاهاي لذيذ به مصرف مي رسيد. تجهيزات مورد نياز براي ادامه اين خوشگذراني فوق تصور بود؛ نيروگاه هاي متعدد برق براي تأمين برق يخچال ها و واحدهاي تهويه مطبوع، تلفن، تلويزيون، وسايل حمل و نقل و... در بيابان برپا شده بود. 
اين جشن ها و مراسم ها را سرآغازي بر سقوط سلطنت در ايران دانسته اند؛ زيرا تضاد بين شكوه و عظمت اين جشن ها و فقر و فلاكت اكثريت ملت ايران را به وضوح نشان داد و خود، حربه اي براي تبليغاتي براي مخالفان بود. 
23 ـ وابستگي اقتصادي
از جمله ايرادات كه بر برنامه هاي اقتصادي رژيم شاه بود، اين است كه بيشتر پروژه هاي بزرگ اقتصادي اجراء شده نوعا طوري نبودند كه كه بنيان هاي صنعتي ـ اقتصادي ايران را تقويت و كشور را از نظر صنعتي و پروژه هاي زيربنايي خودكفا سازند.
3 ـ عوامل فرهنگي
نقش عوامل فرهنگي در وقوع انقلاب بيشتر از علل اقتصادي است كه به آن ها اشاره مي شود.
31 ـ گسترش فساد اخلاقي
افزايش سرسام آور آمار و ارقام مربوط به اماكن فساد و فحشا، مراكز فروش مشروبات الكلي، قمارخانه ها، تعداد معتادان و بزهكاران اخلاقي در سال هاي پاياني حكومت پهلوي گوشه اي از گسترش فساد اخلاقي بود. هدف رژيم از ترويج فساد در بين مردم به ويژه جوانان، انحراف افكار عمومي از عملكرد سران نظام و سرگرم شدن آنان به لذت هاي حيواني بود.
32 ـ گستاخي عليه مذهب و روحانيت
بي توجهي به ارزش ها و باورهاي اسلامي ايران از عوامل سقوط رژيم محسوب مي شود. 
تقليد شاه از سكولاريسم غربي، نفي ميراث اسلامي، تجليل از گذشته پيش از اسلام، تأكيد بيش از حد بر ناسيوناليزم قومي و نژادي، تغيير تاريخ اسلامي به تاريخ شاهنشاهي، حذف قوانين اسلامي و گستاخي در برابر مذهب و روحانيت و... به تدريج واكنش عمومي اقشار مذهبي را برانگيخت. 
شاه در يك برنامه حساب شده، قصد داشت نقش دين را نيز به اقتباس از غرب به عنوان بخشي از مدرنيزاسيون جامعه تقليل دهد. جمشيد آموزگار نخست وزير وقت به صراحت اعلام كرد: «دنياي امروز دنياي ايدئولوژي نيست، دنياي تكنولوژي است. 
رويارويي رژيم با قشر روحانيت نيز به صورت حبس، تبعيد و ترور بود.
4 ـ عوامل سياسي
41 ـ حاكميت استبدادي 
42 ـ نفوذ بيگانگان 
43 ـ نقض حقوق فردي و اجتماعي 
41 ـ حاكميت استبدادي
استبداد از گذشته هاي دور جزو بارزترين ويژگي هاي جامعه ايران بوده و دوران پهلوي نيز از اين قاعده مستثني نبوده است. 
با وجود اين كه شاه بر اساس قانون اساسي، شخص غيرمسؤولي بود، اما در عمل، حاكم مطلق سرنوشت ملت به شمار مي رفت. شاه علاوه بر داشتن فرماندهي كل قوا، مجالس قانون گذاري را نيز در اختيار داشت و هر قانوني با نظر او تصويب مي شد. با سلب استقلال از قوه قضاييه و تشكيل دستگاه هاي قضايي ارتش، همه را تابع سلسله مراتب ساخته بود تا مستقل نباشند. در ميان عوامل وقوع انقلاب، حاكميت استبدادي و ديكتاتوري شاه، بيشترين تأثير را در قيام مردم داشته است. 
42 ـ نفوذ بيگانگان
شاه كه در داخل كشور با ديكتاتوري مطلق و استبداد خشن، تمام اختيارات را قبضه كرده بود، در مقابل بيگانگان سازش پذير و تسليم بود. از اين نظر، استعمار و استيلاي خارجي، قرينه استبداد داخلي است و انقلاب اسلامي ايران به همان اندازه كه انقلابي عليه استبداد و ديكتاتوري بود، جنگي استقلال طلبانه عليه نفوذ قدرت هاي بيگانه نيز بود. 
شاه با تكيه بر بيگانگان به ويژه آمريكا، در انديشه حفظ تاج و تخت از گزند دشمنان خارجي و داخلي بود و از سوي ديگر، آمريكا نيز با حمايت از شاه گسترش سلطه بر ذخاير و منابع ايران را در نظر داشت. بنابراين يكي از محمل هاي اساسي مبارزه گروه هاي مذهبي و غيرمذهبي با رژيم شاه، مسأله آمريكا و تبعيت شاه از آمريكا بوده است. 
43 ـ نقض حقوق فردي و اجتماعي
اعمال فشار، ارعاب و شكنجه نسبت به مخالفان، رژيم شاه را از نظر رعايت حقوق بشر در زمره بدترين كشورها در سطح جهان قرار داده بود. سازمان عفو بين الملل در سال 1354 اعلام كرد كه كارنامه هيچ كشوري در جهان، سياه تر از كارنامه ايران درباره حقوق بشر نيست. 
از همان ماه هاي نخست پس از قيام 15 خرداد و تبعيد امام خميني رحمه الله ، رفتار حكومت نسبت به مخالفان به ويژه علما و روحانيون، خشونت و شدت بيشتري يافت و تعداد زندانيان رو به فزوني نهاد. در اين دوران شمار زندانيان سياسي، در مدت 5 سال، از چند صد نفر به چندين هزار بالغ گرديد. 
در سال هاي حكومت هويدا، ساواك نقش اول را در ايجاد خشونت داشت. تيم هاي تعقيب و مراقبت ساواك، شهروندان را به هر اتهامي دستگير مي كردند و براي كسب اطلاعات به شكنجه گاه ها روانه مي ساختند. شكنجه، برنامه معمول و مرسوم زندان هاي ساواك بود كه به گونه هاي مختلف اعمال مي شد. آيت الله سعيدي و آيت الله غفاري و هزاران زنداني ديگر با همين شكنجه ها به شهادت رسيدند. 
از جمله اموري كه نقض حقوق اجتماعي مردم محسوب مي شد، سانسور در مطبوعات بود. مطبوعات آن زمان، با توجيه اعمال رژيم، از مخالفان و حوادث و جريان هاي سياسي واقعي نامي به ميان نمي آوردند. سانسور كتاب، روزنامه، فيلم، راديو و تلويزيون، عملي عادي بود. البته رژيم، تبليغ و نمايش فساد و فحشا، چاپ و انتشار، مطالب مستهجن و ضد دين را در مجلات، كتاب ها و فيلم ها آزاد گذاشته بود و تشويق مي كردند.
  • منبع : کتاب سپیده پیروزی،صادق لیراوی،مرکز پژوهش های صدا و سیما، آذرماه 1379