حمایت از کالای ایرانی | جمعه، ۲۳ آذر ۱۳۹۷

کوسه گلین و حاجی پیروز در قزوین عصر قدیم - نمایش محتوای تولیدات ویژه

 

 

کوسه گلین و حاجی پیروز در قزوین عصر قدیم

دانلود

با پایان رسیدن سوز و سرمای زمستان، نزدیکی بهار و تجدید حیات طبیعت، پیک‌های نوروزی روستاها و شهرهای پیرامون کوهپایه‌های البرز، دشت‌های گیلان و مازندران، شهرهای خراسان، آذرآبادگان، همدان، فارس و سایر مناطق ایران با اجرای مراسم و بازی‌های نمایشی و خواندن اشعار مذهبی و ترانه‌هایی در وصف بهار و نوروز، بشارت آمدن نوروز را به عاشقان طبیعت می‌دهند!
برخی از این پیک‌های نوروزی عبارتند از نوروز نثار، کوسه گلین، رشکی و ماسی، عروسی کوشی، تکم‌چی، سایاچی، یملیک چی، نوروز نوسال، نوروز خوانان، آتش افروز و حاجی فیروز.
نوروز نثار: واژه‌ی نثار به کسر اول به معنی پاشیدن، چیزی را افشاندن، پاشیدن نقد و جنس بر فرق و قدم کسی است. نثار به مفهوم پخش کردن، بخشیدن، انفاق کردن و صدقه دادن هم آمده است. دکتر ابوالفضل مصفا در پژوهش محققانه‌ای در «رسم‌ نثار» آورده است: «نثار در شکل خاص خود از سنن بسیار کهن درباری، اشرافی و اجتماعی ایران بوده و در ادوار گوناگون به وضوح از آن یاد شده و بعضی از اشکال آن همچنان بر جای است و در شکل خود یک رسم جهانی است که زندگانی افراد با همدیگر آن را پدید آورده است و گونه‌ای پدیده‌ی خاص محبت، سازش و همزیستی صلح‌آمیز شمرده می‌شود...»
او سپس موارد اصلی نثار را در ایران باستان چنین می‌نگارد: «در نوروز و تاجگذاری‌ها و به هنگام پادشاهی به فرزند یا انتخاب ولیعهد، عروسی، تولد و...»
قدیمی‌ترین اشاره به رسم نثار از آن فردوسی در شاهنامه‌ی مربوط به زمان جمشید است: 
جهان انجمن شد بر تخت او 
شگفتی فرومانده از بخت او
به جمشید بر گوهر افشاندند
مرا آنروز را «روز نو» خواندند
چنین جشن فرخ از آن روزگار
بمانده از آن خسروان یادگار
ز رنج و ز بدشان نبد آگهی
میان بسته دیوان بسان زهی
به فرمان مردم نهاده دوگوش 
زرامش جهان پرز آواز نوش
درباره‌ی رسم و واژه‌ی نثار، شعرا بسیار گفته‌اند. از جمله در دیوان حافظ، بیش از پانزده بار این کلمه در معانی و موارد گوناگون آمده است.
رسم نوروز نثار در قزوین
به دسته‌های نوروز خوانی که در قزوین پیش از فرارسیدن نوروز از روستاها به شهر می‌آیند، «نوروز نثار» گویند و به اشعاری که می‌خوانند نیز «نوروز نثار» گفته می‌شود.
در اوایل اسفند پس از خانه‌تکانی نوروز، همه خانواده ها چشم به راه نوروز نثارها هستند. نوروز نثارها اغلب از آبادی‌های کوه‌های شمالی قزوین یعنی رودبار و الموت می‌آیند. لباس نوروز نثارها همان لباس‌های معمولی است و در حالی که تبرزینی در دست دارند و کیسه‌ای به دوش در خانه‌ها می‌روند و شعرهایی را با آهنگ و وزن مخصوصی می‌خوانند که ترجیح‌بند آن چنین است:
نوروز نثار مبارک
شما را امسال باشد مبارک
اشعار نوروز نثار، بیشتر درباره‌ی موضوعات معمولی و بسیار ساده و شاد است. نوروز نثارها معمولا دو نفرند. یکی از آنها شعر می‌خواند و ترجیح‌بند را هر دو نفر همخوانی می‌کنند.
یکی از شعرهای طنزآمیز نوروز نثارهای قزوین از این قرار است:
زمستان رفته و زن‌ها بیکارند
برای مردا پاهانه میارن
از قرض مردا خبر ندارن
نوروزنثار باشد مبارک
شما را امسال باشد مبارک
مرد بیچاره، چاره ندارد
چادر بخرد، پاچین ندارد
خرج عید از کجا بیارد
نوروز نثار باشد مبارک
شما را امسال باشد مبارک
بعد این شعر را می‌خوانند:
به شادی این خانواده 
به عروسی این آقازاده
نوروزنثار باشد مبارک
شما را امسال باشد مبارک
آن گاه گویند:
ای خانم باجی از ما نرنجی
برامان بیار نون برنجی
یا:
ای آقا از تو، من دارم امید
عیدیم بده یه تومان سفید
آن گاه صاحب‌خانه مقداری شیرینی و آجیل یا پول در کیسه‌ی نوروزنثار می ریزد و به این ترتیب تمام‌ خانه‌ها و محله‌ها را دور می‌گردند.
در سال‌هایی که مصادف با ایام سوگواری است، نوروزنثارها کارشان را تعطیل می‌کنند.
اما در سال‌های معمولی مردم معتقدند نوروزنثارها خوش‌قدم هستند. مردم قزوین روز عید هم «نثارپلو» می‌پزند و از مهمانان آشنا و ناآشنا پذیرایی می‌کنند.»
سایر آیین‌های نوروزی در قزوین و توابع
«نوروز، بزرگ‌ترین و شکوهمندترین جشن باستانی ایران است که از هزاران سال پیش در نخستین روز سال نو، یعنی اولین روز فصل بهار با آیین‌های ویژه‌ای در پهنه‌ی ایران زمین برگزار می‌شود.
البته گردش ایام هیچ گاه نتوانسته از رونق و شکوه آن بکاهد، به طوری که در استان قزوین که دارای پیشینه، قدمت تاریخی و فرهنگی است. این جشن با جذابیت و رونق خاصی برگزار می‌شود.
نوروزخوانی یکی از مراسم مربوط به روزهای پایانی سال است و درواقع جزیی از آیین استقبال نوروز به شمار می‌رود. نداها، شادیانه‌ها و بهاریه‌ها در میان مردم این خطه از دیرباز جایگاه خاصی در جشن‌های نوروزی داشته تا آنجا که نوروزخوانی‌ها به عنوان یکی از عناصر پابرجای جشن‌های نوروزی شناخته می‌شده است.
در سنت نوروزخوانی که اکنون بیش‌تر در برخی روستاهای منطقه‌ی الموت و طالقان برگزار می‌شود. مردان و جوانان در گروه‌های ۲ تا ۴ نفره با طی کوچه‌های روستا و خواندن شعر، آغاز سال نو را به مردم مژده داده و شادباش می‌گویند.
در این مراسم یک نفر بیتی را می‌خواند و نفرات دیگر گروه با خواندن ادامه‌ی ابیات پاسخ می‌دهند. در روستای توان الموت، نوروزخوانان می‌سرایند:
نوروز سلطان
اسم بنده علی شیرخوان
سالی یک بار زنم دوران
یک سال رشت، یک سال لاهیجان
آدم امسال، لنگان لنگان
شمی سلام
ـ۳۰ سلام، ۴۰ علیک
جان داداش سلام علیک
اول بگویم من سلام
دوم بگویم من کلام
با اهل خانه و تمام
نوروز سلطان آمده، باد بهاران آمده
همچنین در شهر قزوین نیز اشعار نوروزخانی با لهجه‌ی قزوینی خوانده می‌شود:
نوروز نو سال، باشد شما را، امسال باشد مبارک
ای خانم باجی، بلا نبینی، واسه مان بیار، نقل و شیرینی
ای خانم باجی، از ما نرنجی، بیار برامان نان برنجی
ای حاج آقای سر به سر، خدا داده پنج تا پسر
همه را کنی تو داماد، ما بگیم مبارک باد
ساکنان خانه نیز با شنیدن صدای نوروز خوان‌ها، به استقبال آن‌ها رفته و با دادن عیدی و شیرینی از آنان پذیرایی می‌کنند. در ازمنه‌ی نه چندان دور نیز دست افشانی، پایکوبی و ترانه‌خوانی کوسه گلین که با جامه‌ای سرخ، کلاه بوقی و زنگوله‌ به پا در خانه‌ها می‌رود، از دیگر رسوم مردم قزوین در آستانه سال نو بوده است. قزوینی‌ها بخشیدن پول و شیرینی به نوروزخوان و کوسه گلین را خوش یمن می‌دانند. سمنوپزی از دیگر آیین‌های این شهر کهن در هنگام شکوفایی بهار طبیعت است که این رسم توسط بانوان و به صورت گروهی انجام می‌گیرد و سرشار از اعتقادات مذهبی است. 
طولانی بودن پخت سمنو، آن را با آداب ویژه و رمز آلودی آمیخته که با مشارکت همسایگان و نیت خاص هر یک از آن‌ها صورت می‌گیرد. پس از پخت سمنو، بچه‌ها با خواندن اشعاری درخواست سمنو می‌کنند. در آیین‌ها و مراسم جشن نوروز در قزوین، مردم از اواسط اسفندماه با تهیه‌ی نیازمندی‌ها و خانه‌تکانی به استقبال بهار می‌روند. تهیه‌ی سبزه از دیگر تدارک نوروزی است که مردم آن را با کاشتن دانه‌هایی مانند گندم، جو، عدس و ماش در بشقاب آماده می‌کنند.
افروختن آتش موسوم به چهارشنبه سوری در غروب آخرین سه‌شنبه سال و شادی کردن آن نیز از دیگر رسوم است.
آیین سال تحویل در هنگام آغاز سال نو که اهمیت و میمنت خاصی دارد. در کنار سفره‌ی هفت سین رنگ یا رنگین و نسبتا فاخر است که بر روی زمین گسترانده و در قسمت بالای آن دو عدد شمع روشن، یک جلد کلام‌ا... مجید و یک آیینه‌ می‌گذارند.
برخی روی آیینه‌ی مذکور یک عدد تخم‌مرغ آب‌پز گذاشته و معتقدند در لحظه‌ی تحویل سال، تخم‌مرغ می‌چرخد. در روی سفره‌ی هفت سین هم ۷ چیز که نام‌شان با حرف س آغاز می‌شود مانند سبزی، سیب، سکه، سماق یا سمنو در ظرف‌هایی جداگانه می‌گذارند. علاوه بر آن سبزه‌ی نوروزی، یک ظرف شیرینی، یک ظرف نقل سفید و حبه‌ی نبات، یک پیاله‌ی عسل و ظرفی پر از تخم‌مرغ آب‌پز رنگی به نشانه‌ی خرمی، طراوت، نعمت و برکت سفره‌ روی آن می‌چینند و سفره را با آن می‌آرایند.
ضمنا یک یا دو ماهی قرمز کوچک در تنگ آبی انداخته و به نشانه‌ی حیات روی سفره‌ی هفت‌سین می‌گذارند. سفره‌ی هفت‌سین را قبل از تحویل سال آماده می‌کنند و تمام اعضای خانواده با لباس نو و تمیز در کنار آن می‌نشینند و معتقدند که در هنگام تحویل سال همه باید در کنار این سفره جمع شوند تا میان‌شان تفرقه نیفتد.
هنگام تحویل سال، پدر یا پدربزرگ خانواده، دست‌ها را به سوی آسمان بلند می‌کند و دیگران آن را تکرار می‌کنند.
پس از پایان دعا، اعضای خانواده با دیده‌بوسی، حلول سال نو را به یکدیگر تبریک گفته و افراد کوچک‌تر از بزرگ‌ترها عیدی می‌گیرند و پس از آن با خوردن شیرینی و نقل و نبات دهان را شیرین کرده و به شادی می‌پردازند.
در ایام عید نیز با چیدن سفره‌های رنگین، در خانه‌های خود را به روی میهمانان می‌گشایند. هنوز هم در روستاها در ایام عید پارچه‌های قلم کار پهن می‌کنند و در ظروف رنگارنگ بلوری، انواع شیرینی‌های خانگی، انجیر، آلبالوی خیس شده، نخود و کشمش، نقل و نوعی توت که با خمیر پودر پسته و بادام درست شده باشد، در سفره می‌چینند و به میهمانان، تخم‌مرغ رنگ شده (با پوست پیاز) عیدی می‌دهند.
در روز اول نوروز، مراسم عید دیدنی‌ها با دیدارهای خانوادگی آغاز می‌شود. کوچک‌ترها به دیدار بزرگ‌ترها می‌روند و همه‌ی دید و بازدید‌ها باید تا قبل از سیزده بدر انجام گردد. سفره‌ی نوروزی در روستای زرآباد متشکل از نان، آب، قرآن، سمنو، سنجد، سیب، پرتقال و شیرینی است.
سفره‌ی نوروزی در روستای اوان عبارت از قرآن، سبزه و آب است که باید از چشمه آورده شود و همچنین خرما و سنجد است. در روستای توان، صبح روز اول عید، پسر بچه‌ای را از بیرون به منزل خود می‌آورند تا وارد اتاق شود تا به خوش‌یمنی قدم او سالی پربار و خوب داشته باشند. پسر بچه‌ مقداری آب برای روشنایی در اتاق می‌پاشد و در نهایت به او عیدی می‌دهند. در روستای اوان از روز اول عید تا روز سیزدهم دختربچه‌ها روی بام‌های شهر "گل گندم همه‌اش سرخ و سفید مال مردم" می‌خوانند. در این روستا هنگام تحویل سال نو، یک بره داخل منزل می‌آورند و پس از تحویل سال تا بره از منزل خارج نشود، کسی نباید از خانه بیرون برود. این کار را به نیت سالی پر روزی انجام می‌دهند.
آدرس کوتاه :
رای شما
میانگین (0 آرا)
The average rating is 0.0 stars out of 5.